RSS

بایگانی برچسب‌ها: مولانا

چه کسی زینت خدا را حرام کرد؟

این تیتر ما ترجمه‌ی تحت اللفظی ابتدای آیه شریفه 32 از سوره مبارکه اعراف+ است.

«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّهِ الَّتِیَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ…»
شاید ترجمه اش این بشود که
«بگو چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش ارائه کرده و چیزهای خوب و پاکیزه ای که روزی شان می شود را حرام کرده .. »

***

یکی از ماجراهایی که برای شان نزول این آیه گفته شده، این است که چند نفر از صحابه، عرفانشان می‌زند بالا و آخرت را خیلی جدی می‌گیرند و …

یکی سوگند می‌خورد که چشم من از این پس -شب ها- خواب را به خود نخواهد دید و پیوسته به نماز و عبادت مشغول خواهم شد. دیگری بنا می‌گذارد که همه‌ی روزها را روزه باشد و لب به غذای مطبوع نزند و دیگری با خودش متعهد می‌شود که کلا باب شهوت را ببندد و دیگر با زنان هیچ کار نداشته باشد و از همسر حلال خودش نیز برخوردار نشود.

چند روزی نمی‌گذرد که خبر به پیامبر می‌رسد و ایشان به شدت ناراحت می‌شوند و این آیه می‌آید و ایشان همه را جمع کرده و به منبر می‌روند و توضیح می‌دهند که

« رهبانیت در اسلام نیست. این کارها افراط است و درست نیست. از من که نباید جلو بزنید! من که پیامبر شما هستم، هم بخشی از شب‌ها را می‌خوابم و استراحت می‌کنم و هم برخی روزها را روزه نمی‌گیرم و هم با همسران خود به صورت حلال مراوده دارم. شما هم حرف و قسم‌تان اشتباه و باطل است و بروید زندگی متعادل داشته باشید. »

*

به قول مولوی بزرگ:

«زین للناس» حق آراسته است
آن چه حق آراست، کی تانند رَست؟

که هم اشاره به آیه‌ی شریفه‌ی فوق دارد و هم اشاره به آیه 14 سوره آل عمران+.

«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ »

که غالب مفسرین بر آن اند که آن کسی که برای نوع بشر، علاقه‌ی به شهوات (خواستنی ها) از زنان و فرزندان و اموال گردآمده از طلا و نقره و اسب‌های خفن (که امروزی‌اش می‌شود ماشین‌های خوب) و سایر چهارپایان و مزرعه و ملک و املاک و … که اسباب زندگی دنیا هستند را زینت داده، خود خدا بوده است. و البته عاقبت خوب، نزد خداست (و نباید اسیر این اسباب ماند چون زیبایی شان اصالت ندارد. مال خودش نیست، از باب تزئین شدنی است که خدایشان کرده و در چشم نوع بشر زینت شان داده تا زندگی بشر ادامه یابد. و جا دارد یادی کنیم از خواجه عبدالله انصاری: «الهی! آدم ابوالبشر سیه روزی کرد، ولی گندم ِاو را که روزی کرد!»  خداییش! متفکر)

و به هر حال، به قول مولانا، آن چه را که خدا زینت داده، هیچ کسی نمی‌تواند بزدایدش و از زیرش در برود.

**

«زین للناس» حق آراسته است
زآن چه حق آراست؛ کِى تانند رست؟
چون پى «یسکن الیها»ش آفرید
کى تواند آدم از حوا برید
این چنین خاصیتى در آدمى است
مهر، حیوانرا کم است، آن از کمى است
مهر و رقت وصف انسانى بود
خشم و شهوت وصف حیوانى بود

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 21 فوریه 2012 در آسیب شناسی دینی, از مولانا, از تاریخ, دین

 

برچسب‌ها: , , , ,