RSS

بایگانی برچسب‌ها: غم زمانه

اصلاحات، بازی نبود/نیست!

اصلاحات، بازی نبود/نیست!

اصلاحات بازی نیست!
(برای دیدن در اندازه بزرگ تر، کلیک کنید+)

***

عکاسی خلاق از «رابرت استادینگر و اندریاس فرانک»
«Creative Photography by Robert Staudinger and Andreas Franke»

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 23 مه 2012 در Uncategorized, تصویر, شبه طنز

 

برچسب‌ها: , ,

روشنفکر!

روشنفکر!

برای مشاهده در سایز بزرگتر کلیک کنید
(برای مشاهده در ابعاد بزرگتر، کلیک کنید+)

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12 مه 2012 در شبه طنز

 

برچسب‌ها: , , , ,

دو مطلب خواندنی

دو مطلب خواندنی

پس از چند روز مسافرت به عمق طبیعت بی تکنولوژی، هنوز گیج ام و به روز نشده ام.

امروز که آمدم، دو مطلب یکی خوب و خوش و یکی خوب و درد آور خواندم.

* یکی این یادداشت+ علی سرزعیم که خودش کشکولیات نام نهاده ولی حاوی کلمات نغز پرمغزی است.

* یکی این نقل های+ خواندنی و دردآوری که مجتبای عزیز آورده است.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 28 آوریل 2012 در نقل از دیگران, شبه طنز, غم زمانه

 

برچسب‌ها: , , , , , , ,

تا بال نداشتم، قفسم تنگ نبود!

بخش بزرگی از نسل جوان، روزی صدبار سرش می‌خورد به طاق کوتاهی که حماقت و ترس و بی‌کفایتی شمایان بر سرش ساخته.

که نبین و ندان و نفهم و نگرد و بهره‌مند نشو!

و بخش بزرگی از جامعه هم هست البته، که اصولا یا از شماها راضی است یا راضی هم نباشد، سرش آن‌قدر به نان زن و بچه و سختی‌های زندگی خودش گرم است و بلند نمی‌شود که بالای سرش را ببیند. و ببیند که چه سقف کوتاهی بر سر این ملت مظلوم ساخته‌اید و روز به روز بیشتر فرو می‌آورید.

××

گروه اول -به لطف دانشگاه، اینترنت، ماهواره، فیلم، سریال، کتاب و …-، نیم نگاهی -بل‌که نگاهی- به دنیای پیشرفته‌ی امروز انداخته و خبری از خارج از این بساط دارد و می‌داند که آن‌ها که دیروز آن‌قدر عقب بودند که ایران ما آرزوی‌شان بود، امروز چقدر پیش افتاده اند؛ و ما کجا بودیم و حالا کجاییم؛ به برکت بی کفایتی و ترس و حماقت حضرات.

گروه دوم البته نه وقتش را دارد و نه نایش را و نه چشمش را که نگاهی به بیرون بیندازد. اگر وقتی باقی داشته باشد، به گفته‌های حضرات گوش می‌کند و حداکثرش گذشته‌ی خودش را دارد برای مقایسه! که موبایل نبود و امروز هست! و ماشین نبود وامروز هست و اینترنت نبود و امروز هست و …

و حتی اگر احساس رضایت نکند، احساس غبن، احساس عقب ماندگی، احساس عقب نگه داشته شدن (که ریشه اش تنها وتنها نفهمی و ترس آقابالاسرهاست نه هیچ چیز دیگر)، احساس خشم و انزجار، احساس حقارت و خفت (در اثر مقایسه با کشورهایی که روزگاری بوق هم نبودند)، و … نمی کند.

و این گپ میان این دو گروه، این فاصله، این تفاوت، نه کم است و نه به این سادگی قابل پر شدن.

شما هم هر روز بدترش کنید! خوب؟  خدای نکرده غفلت نکنید ها!

*

گروه اول، هر اف5 که به قصد رفرش کردن صفحه می‌‌زند، و هر دقیقه که این اینترنت کند درب و داغان -که مثل همه‌ی جاهای دیگر مملکت …ده اند توش!- یک فحش رکیک زیرلب زمزمه می‌کند نثار شما و ترس شما و دین شما و خدای شما و …
و اگر اهل دین و ایمان باشد، ممکن است از خیر خدا و فحش رکیک بگذرد، ولی ….

و گروه دوم، دیجیتالش کجا بود!

*

سوال من این است که تا به کی؟ تا به کجا؟

بخش بزرگی از این جامعه بال درآورده، بخش بزرگتری از این جامعه در حال بال در آوردن است.

می‌خواهید همه‌ی بال‌ها را ببرید و کره ی شمالی دوم درست کنید؟  هفتاد میلیون بدبخت قطعی "دنیا و آخرت باخته" درست کنید؟

برادر من! کی می‌خواهی بفهمی که دوران قفس به سر آمده. اگر فهمیدی که فهمیدی، نفهمیدی، یک روزی از همین روزها، این بال‌های برآمده‌ی رشد کرده، قفس را می‌شکنند و بر سر خودت و دینت و خدای دینت خورد می‌کنند.

مردم خودت را در قفس ترس خودت اسیر نکن! نیازی به این کار نیست. والله نیازی به این کار نیست. این کار اگر مفید بود، اگر کمترین کمکی می‌کرد، به گنده تر از ما می کرد!

*

دوران گروه دوم به سر خواهد آمد، و شما را در گروه اول، هیچ -هیچ- جایگاهی نیست!

کجا می‌روید؟ کجا می‌بریدمان؟

 
 

برچسب‌ها: , , , , , ,