RSS

بایگانی برچسب‌ها: حجاب

حجاب vs. ربا

حجاب vs. ربا

ظاهرا محکم‌ترین آیات مربوط به حجاب بانوان در قرآن، در قالب توصیه به زنان پیامبر بیان شده.

آن قدر که -اگر عرف‌های حاکم بر جوامع مسلمان بگذارد- راه بر خیلی تفاسیر و احکام سهل‌گیرانه‌تر بسته نیست.

درباره مجازات و قبح اخروی ِترک ِآن هم -البته احادیث زیاد است- ولی اگر نگوییم از گناهان صغیره است، باید بگوییم از کبائر کوچک است.
(و البته هیچ گناهی را نباید کوچک شمرد. سخن ما چیز دیگری است)

اما درباره‌ی ربا، شدید‌ترین و صریح‌ترین محکوم کردن‌ها و نهی کردن‌ها بیان شده. و بی تردید از بزرگترین کبائر است.

به نحوی که به تصریح قرآن، اگر کسی از ربا دست نکشد به جنگ با خدا برخاسته. به خدا اعلام جنگ کرده است.

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِیَ مِنَ الرِّبَا إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ +
فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ …+ »

*

اصلا این دو تا گناه، هیچ ربطی به هم ندارند.
خوراک اولی شاید یک استغفرالله باشد ولی بار گناه اعلان جنگ به خدا را چه کسی می‌تواند حمل کند؟ و چه توبه‌ی مشکلی در پی دارد.

حالا شما ببینید وضع جامعه‌ی ما در این دو فقره چه طور است. تا خرخره در ربا و معاملات ربوی غرق هستیم یا نه؟ بانک‌ها چه می‌کنند؟ سود را گیرم یک جوری شیخ مال کردند؛ با این جرایم دیرکرد و … که مثال های کلاسیک برای یک معامله ربوی هستند، چه می‌شود کرد؟

آن وقت ببینید این محتسبین بی‌ایمان، برخوردشان چیست؟

راد.ان -یا سایر الدنگ هایی که ادای متشرعین را در می‌آورند و ادعای پیاده کردن شریعت را دارند- سخنی از «ربا» به میان آورده‌اند تا اکنون؟

معلوم است که نه.

وقتی می‌گویم با یک مشت بیمار جنسی سر و کار داریم که هم و غمشان ایکس(بلکه تریپل ایکس!) و ایگرگ است؛ و از دین خدا، آن جاها که گیر دادن به دخترکان، زیبارویان و جوانان در می‌آید را مهم می‌دانند، بگویید نه!

*

پ.ن: حالا از فردا می‌خواهند به کار بانک هم دخالت کنند! البته که حق ندارند و نباید چیزی بگویند. در هیچ کدام حق دخالت ندارند ولی بیماری است دیگر؛ چه می‌شود کرد؟

بعدالتحریر: این یادداشت+ از محمد معینی هم خواندنی است.

 
 

برچسب‌ها: , , , , ,

حفاظت به چه معنا؟

یک نکته‌ی حاشیه‌ای در کلاس جواد طباطبایی از او شنیدم.

می‌گفت آن موقع که ما در فرانسه درس می‌خواندیم (20-30 سال پیش) به در و دیوار مترو و اماکن عمومی نوشته بودند: "لطفا تف نکنید". نشان می‌دهد فرهنگ‌شان طوری بوده که این کار را انجام می‌داده‌اند و فرکانسش کم هم نبوده که موجب چون این تابلوی اعلاناتی شده. و می‌گفت اخیرا که رفتم دیگر اثری از آن تابلوها نبود.

*

 

سوره‌ی مومنون را که می‌خوانی،
می‌گوید همانا مومن‌ها هستند که رستگار هستند.
قد افلح المومنون:

مومن‌ها کی هستند؟

«1. الذین هم فی صلاتهم خاشعون
2. والذین هم عن اللغو معرضون
3. والذین هم للزکوه فاعلون
4.والذین هم لفروجهم حافظون؛ الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم»

ویژگی‌های مومنون را بر شمرده:

1. خشوع در نماز، 2. پرهیز از بیهودگی، 3. پرداختن زکات،
4. محافظت از عورت جز بر زنان و کنیزان خودش.

*

کار بنده تفسیر نیست و مطالعه‌ی محدودی داشته‌ام. احتمال می‌دهم چون‌این باشد که این محافظت از عورت، چند معنی داشته باشد.

اولین معنا که صریح و عینی است، پوشانیدن عورت است.  ولی برای ما هضم‌اش سخت است که بپذیریم به همین سادگی باشد و مثلا چیزی در حد و اندازه‌ و اهمیت نماز و زکات و … با این همه لباس که ما این ایام می‌پوشیم و مثلا لباس زیر و شلوار و …  پوشانیدن عورت به عنوان آیتم چهارم از علایم مومن‌ها، چیز غریبی است. یعنی کاملا بدیهی به نظر می‌رسد و ربطی به ایمان ندارد!  (عرف ما بالاتر از این‌ها را از هر فردی طلب می‌کند. چه رسد به شرع مقدس از مسلمین!)

لذاست که ترجیح می‌دهیم برویم سراغ معنای غیرصریح واستعاری.

و تعبیر کنیم که محافظت از عورت و پوشانیدن عورت، نه فقط به معنی فیزیکی آن که به معنی مجازی و استعاری آن مراد است، که عبارت است از نظر سوءشهوی به زنان دیگر نداشتن و با غیرمحارم شهوت ورزی نکردن. و لذا منظور از پوشانیدن عورت، محدود کردن شهوترانی به مجاری حلال است.

که صد البته این معنی نیز صحیح است و شکی در آن نیست.

ولی معنی نخست نیز چندان خالی از وجه نیست. و بد نیست بدانیم که رسول گرامی ما -خصوصا آن اوایلش- با وادار کردن این جماعت به پوشانیدن عورات خود نیز مشکل داشت. و برداشت فیزیکی ما از آیه (مانند «تابلوی لطفا تف نکنید») در آن روزگار، معنای مربوطی نیز داشته است.

یعنی این قباحتی که ما برای عورت مکشوف قایلیم، مردم آن زمان قایل نبوده‌اند. و اسلام حداقلی برای پوشیدگی از ایشان خواسته است.

*

هنوز اگر به افریقا بروید و در قبایل آن جا سری بزنید یا حتی در دهکده‌های توریستی شان بروید، خواهید دید که این مساله چقدر برایشان عادی است. و در این زمینه، اصلا توی حال و هوای ماها نیستند و برای خودشان راحتند! من خودم تا به چشم خودم ندیدم باور نکردم. جالب این بود که برای ما هم مساله ساده شده بود انگار. انگار جزو آیین‌ها و لباس‌هایشان است یا یک چیز تقریبا عادی است. در حالی که اگر یک دهم آن برهنگی جای دیگر بود، به شدت توی ذوق می‌زد و موجب واکنش شدید ما -و اعضای گروه توریستی- ما می‌شد!  این که در قرن 21 باشد، بی‌قیدی در پوشش در 1400 سال پیش، قابل هضم‌تر است.

پ.ن: این+ سخنان سید احمد خاتمی مرا به نوشتن انداخت!

××××××××

در همین رابطه:

1. گشت جواب سلام+

2. اقلیت بی حقوق+

3. چرخه‌ی عمر قانون+

4. سلول‌های حجاب در مغز+

5. تبرئه‌ی خویشتن+

6. حجاب: شرعی، عرفی، قانونی (1)+

7. مگر حجاب «مساله ی مستحدثه» است؟ +

8. حجاب؛ از مزیت اجتماعی تا …+

9. احکام نگاه کردن! +

 

 
 

برچسب‌ها: , ,