RSS

بایگانی برچسب‌ها: احتیاط در دین

تفاوت مقام

منظورم از «مقام»، جایگاه و رتبه و جاه نیست (Position).

منظورم چیزی است که گویی مرحوم شریعتی به استعاره آن را «جغرافیای کلام» نامیده و مرحوم مطهری «اقتضائات زمان و مکان».

منظورم شرایط و چارچوب و موقعیت (Situation) است.

****

«مقام استنباط»، با «مقام افتاء»، با «مقام عمل» به کلی متفاوت است.

چه مدیر تصمیم‌گیر یک سازمان باشی و چه مرجع تقلید، میزان حزم و احتیاطی که در هر یک از این مقام‌ها به خرج می‌دهید، متفاوت خواهد بود.

***

دو مثال می‌زنم که معلوم شود.

مثال اول را از قول آقاسیدطاهر عزیز می‌گویم که او هم از آقارضی شیرازی (آیت الله) نقل می کرد.

که مرحوم آقای بروجردی (اگر درست یادم باشد) درباره‌ی نجس بودن اهل کتاب  می‌گفت دلیلی نداریم بلکه اثبات می‌کرد که حکم بر طهارت است ولی به تبع اجماع و نظر سایر علما در مقام فتوا دادن، حکمی شبیه به سایرین و مخالف استنباطش داده بود.

منطق قابل درکی هم دارد. چرا که اگر شما از هر شبهه‌ ای پرهیز کنی، خیالت راحت است که خلاف امر خدا نکرده ای! و رویکرد فقه ما نوعا این طوری بوده است و مبتنی بر احتیاط.

یا مثلا در حکم موسیقی، علمای اهل احتیاط -نظیر مرحوم گلپایگانی و دامادش آقای صافی- اصلا از بیخ می‌گفتند حرام و خلاص! شما موسیقی گوش نکنی نمی‌میری، خیالت هم راحت است که حرامی مرتکب نشده‌ای. هیچ جوره حاضر نمی‌شود گناه دیگری را به گردن بگیرد.

مقلد برود و گناهی مرتکب شود و بری الذمه باشد ولی جناب مرجع تقلید پایش به خاطر گناه دیگری گیر باشد!  این است که اصل را بر احتیاط می‌گذارند تا تاوان لذت دیگری را خودشان ندهند!

**

و مثال دوم، از این جلو تر می‌رود و نشان دهنده‌ی تفاوت «مقام افتا» با «مقام عمل» است.

یعنی گاهی کسی با همه‌ی احتیاط هایش حکمی می‌دهد ولی باز خودش در عمل از آن هم بیشتر احتیاط می‌کند.

از آیت الله حمیدی شنیدم که مرحوم آقای خویی می‌گفت که من غسل مستحب را برای نماز کافی می‌دانم (و وضو لازم ندارد) ولی خودم تا به حال یک بار هم با غسل مستحب نماز نخوانده‌ام.

یعنی احتیاطی حتی بیش از مقام افتاء.

یا مرحوم امام که شطرنج بلاقمار و موسیقی بلااطراب را جایز می دانست، گمان نمی کنم در سراسر عمرش دست به مهره ی شطرنج زده باشد یا موسیقی را به قصد استماع، گوش کرده باشد.

 

*

تا وقتی دین در خانه‌های ما و در حوزه‌ی شخصی است، این احتیاط به جایی بر نمی‌خورد.

ولی آیا وقتی دین می‌خواهد وارد اداره‌ی جامعه بشود، کماکان می‌توان بر مدار همان احتیاطات چرخید؟

و چگونه می‌توان با احتیاط از مدار آن احتیاطات سابق خارج شد و اندکی فعال‌تر عمل کرد، بی‌آن که به دامن جنون و بی‌تقوایی و "خلخالی" گری و "سلفی" گری و … در افتاد؟

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 8 ژانویه 2012 در ملک عقیم, آسیب شناسی دینی, دین

 

برچسب‌ها: , ,