RSS

بایگانی دسته‌ها: Uncategorized

اصلاحات، بازی نبود/نیست!

اصلاحات، بازی نبود/نیست!

اصلاحات بازی نیست!
(برای دیدن در اندازه بزرگ تر، کلیک کنید+)

***

عکاسی خلاق از «رابرت استادینگر و اندریاس فرانک»
«Creative Photography by Robert Staudinger and Andreas Franke»

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 23 مه 2012 در Uncategorized, تصویر, شبه طنز

 

برچسب‌ها: , ,

اینا که فوش نیس!

اصولا هنگامی که می‌خواهید به کسی فحش بدهید، باید فرهنگ او را در نظر داشته باشید! شاید این چیزی که شما فحشش می‌دانی، برای طرف یک چیز خیلی باحال بود! (مستشار الملک که به بلدالملک فحش می‌داد و طرف جیگرش حال می‌آمد و می‌گفت باز هم بگو!)

یا برعکسش. نمی‌دانم "زم زم" بود یا یک برند دیگر که در یک زبان محلی، فحش خواهر و مادر حساب بود. و شرکت بدون مطالعه قبلی، محصول را فرستاده بود آن جا و یک شکست تجاری بد خورده بود! یا یک پنیر دیگری هم در ایران آورده بودند که بعد از مدتی اسمش را عوض کردند و گذاشتند «کیبی».

برای یک کسی«روشنفکر» فحش است و برای یکی تعریف! این می‌خواهد مسخره کند، می‌گوید «شما هم روشنفکر شده‌ای ها!؟» و شنونده کلی هم حال می‌کند. یا برعکس. این یکی به آن یکی به قصد تحبیب بگوید "روشنفکر" و طرفش چیز دیگری می‌شنود و ناراحت می‌شود!

یا مثلا، برخی به «رفیق حسین» می‌گویند بازجو! یا می‌گویند مروج روش‌های استالینیستی!

متوجه نیستند که این آدم، قناجوجش هم حال می‌آید از این الفاظ! فحش نیست برایش که!

تازه یک آهی از سر حسرت دوران طلایی استالین+ می‌کشد با خود می‌اندیشد که دریغ! که رفیق استالین زود از دنیا رفت! کارهایش خیلی خوب بود و فقط چند تا اشتباه داشت و در زیرآب کردن سر برخی نزدیکان و قدرتمندان و سابقه داران انقلاب اکتبر و ارکان حزب تعلل کرد؛ که انشاءاله ما آن اشتباهات را هم تکرار نخواهیم کرد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 20 فوریه 2012 در Uncategorized

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انشاءاله؛ اگر اجل مجال داد و توفیق دست،

از این پس، مجددا مصدع دوستان خواهم شد. 

 

ارادتمند

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 23 اکتبر 2011 در Uncategorized

 

شروعی دیگر

از

nid.persianblog.ir

به

post-nid.persianblog.ir

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 1 اکتبر 2011 در Uncategorized

 

سلام.

اگر اتفاق خاصی نیفتد، -کماکان- تا آخر مهرماه نخواهم نوشت.

این جای جدید هم محض داشتن یک نقطه برای شروعی جدید
و از دست ندادن پیوند با دوستان و خوانندگان گرامی است که محترم شان می دارم؛ بسیار!

باقی بقای دوستان.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 1 اکتبر 2011 در Uncategorized

 

اشتباه گرفته ای آقای جمشیدی

امروز سحرگاه فرزاد جمشیدی آمد باحال بازی در آورد.
به مناسبت تولد حضرت حسن، کرم و بزرگواری و بخشندگی بی‌نظیر ایشان را مثال کرد
و از سرلشکر فیروزآبادی خواست سربازان را ببخشد.

فراری و غایب و … را.

خواستم بگویم:

اولا.

آن که باید ببخشد نه آن ژنرال کذا و نه حتی فرمانده محترم کل قوایتان است. آن که باید ببخشد من و هزاران سرباز نگون بخت دیگریم که از بخت بد در این خراب شده به دنیا آمده‌ایم. جایی که در آن هر نوزادی، به مثابه "خر حمال" و "سرباز مجانی" آینده دیده می‌شود. و دولتی که سیاست کنترل جمعیت داشته،‌ باید مواخذه و متهم به خیانت شود به جرم "کاهلی در تکثیر بردگان آینده«(+)!

بعله!  درست است که به قاعده‌ی هجو یاسای رضاخانی، ما -جوانان مظلوم این سرزمین- مجبور به خدمت اجباری شده‌ایم. و ظاهرا همان قانون چنگیزی سربازی، حق و حکم را به دست ژنرال شما می‌دهد که ببخشد یا نه. ولی من و شما بهتر می‌دانیم که واقعیت چیز دیگری است.

همین قدر برای ما مشخص است که در دستگاه خدا و در حساب اخروی اش، آن که حقی برای بخشش دارد، مسلم سرلشگر شما نیست. این جا اگر قرار باشد کسی کسی را ببخشد، آن کس ماییم که عمرمان ارزان تر از پشکل زیر دست امثال آن لندهور در حال هدر است؛ ماییم که به مان ظلم شده و می‌شود.

 

ثانیا.

کاش حضرت حسن و بخشندگی کم نظیرش را این چنین ارزان و بی‌محابا خرج این‌ها نمی‌کردی.

چه دخلی دارند این ها به هم؟

حضرت حسن اگر بخششی می‌کرد، از آن چه خود داشت می‌کرد. اگر چیزی داشت، به حلال و از کوشش به کف آورده بود و می‌بخشید.  این‌ها از چه کیسه‌ای و به چه کسی ببخشند آخر؟

کسی از کسی مالی بدزدد و نقصی در "مال دزدی" باشد. شما امام حسن و کرمش را کشیده‌ای وسط و شفیع کرده‌ای که "ای دزد عزیز و بزرگوار! به کرم امام حسن اقتدا کن و بگذر از قصور و تقصیر مال‌باخته؟ "

حیف! حیف! ‌حیف!‌

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 16 اوت 2011 در Uncategorized

 

باران، نعمت و اخلاق

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 15 اوت 2011 در Uncategorized