RSS

بایگانی دسته‌ها: نگاه اقتصادی

نمودارهای جالب توزیع سنی جمعیت ایران

× این نسل سوخته‌ی دهه‌ی شصت را دنبال کنید که هم‌چون سیخی بیرون زده و هم‌این طور دارد می‌آید بالا! (علی الاتفاق، رنگش در نمودار، سبز هم درآمده (!).  برادران سایبری مطلع باشند که این نمودارها را ما تهیه نکرده‌ایم!)

× جالب است که قلنبه‌ی بعدی که از نمودار بیرون خواهد زد نیز نسل فرزندان همین‌ها خواهند بود و …

×××××××

1990 میلادی / 1369

1369

×

1374

1374

×

1378

1378

×

1382

1382

×

1384

1384

×

1389

1389

*

1399

برآورد 1399

*

1429

برآورد 1429

******

منبع: اینجا+ 

پ.ن: لینک در پرشین بلاگ+

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 19 ژانویه 2012 در نگاه اقتصادی, نگاه اجتماعی, آمار, غم زمانه

 

برچسب‌ها: , ,

مشاغل یا شعائر، سوال من این است.

تردیدی نیست که "بی‌کاری" بزرگترین مشکل هر مملکتی است. بزرگترین منبع فساد است و مادر هزار بدبختی و دردسر و مشکل کوچک و بزرگ. 

و بزرگترین دشمنی است که هر دولتی در جهان باید با آن مبارزه کند. خصوصا اگر آن دولت و حکومت، اسلامی هم باشد.

چرا که در برخی دولت‌های غیر ایدئولوژیک، برخی امور، یا اصولا فساد تلقی نمی‌شوند و یا مربوط به حوزه‌ی شخصی هستند و به دولت دخلی ندارند. لذا حسی که ما -بعنوان مسلمان-از  فسادانگیزی ِبی‌کاری داریم، باید به مراتب شدیدتر باشد و ما را نگران‌تر بکند.

خلاصه این که با منطق ادعایی حضراتی که امروز بر مصدر امر هستند، من نمی‌فهمم که اصولا دشمنی برای خود و حکومت و اسلام و مسلمین و این مردم، بالا‌تر و خطرناک‌تر از "بیکاری" قابل تصور باشد.

دیده‌های چشم و شهود و تجربه و … را هم به کل کشک حساب می‌کنیم و بر آمار رسمی دولتی تکیه می‌کنیم. (که هزار اما و اگر هم درش هست و ما به آن ها نمی‌پردازیم و آمار دولت صدیقین(!)  را می‌پذیریم!).
و بر همان اساس، می‌دانیم که اوضاع بی‌کاری وخیم است.

تخمینی وجود دارد که برای سال 1394 (2015)، سه و نیم الی چهار میلیون نفر تحصیلکرده‌ی بیکار خواهیم داشت. که باز هم فرض می‌کنیم "سیاه نمایی" است. (هر چند با نگاهی به آمارها می‌توان آن را خیلی هم غیرمعقول ندانست، + ، + ).

ولی ما که نمی‌خواهیم برنامه ریزی کنیم. فقط می‌خواهیم سوال خودمان را بپرسیم. لذا با تاکید بر این که این آمار سیاه نمایی و غیرحقیقی است،‌ برای  ترسیم شرایط حدی و اغراق شده، آن را به عنوان فرض در نظر می‌گیریم.

*

(حاشیه: اعتراف و اعتذار و تبریه‌ی خویش!

اول. من در این نوشتار، کاری به حکومت ندارم. امید ما از حاکمیت، خیلی وقت است که قطع شده و او هم متقابلا خیالش را راحت کرده و مدت‌هاست کاری به واقعیات کارشناسانه و دل‌سوزی‌های مشفقانه و انتقادات برادرانه ندارد. من نیز پیشتر گفته‌ام که دیگر به سیاست کاری نخواهم داشت (گرچه در نظام توتالیتر، همه چیز سیاسی است! ولی نظام ما توتالیتر نیست که! هست؟).

من کماکان به بوالفضولی خویش مشغولم و فقط سوال شرعی دارم.

دوم. متوجه هستم که لزوما توسعه و اشتغال و مسایل شرعی، با یکدیگر متعارض نیستند. من شرایط را اغراض شده تصویر می‌کنم تا شرایط حدی ایجاد بشود و بتوانم سوالم را بهتر و شفاف تر بپرسم.

ختم حاشیه)

*

می‌خواهم بدانم اسلام در این فقره نظرش چیست؟

بگذارید سوال را کمی چالش برانگیز تر کنم.

می‌دانیم که ترکیه در سال‌های اخیر، سالیانه میزبان حدود 25 میلیون توریست بوده و بیست و چند میلیارد دلار درآمد ارزی از قبل توریزم (به صورت مستقیم) داشته است.

بگذریم از «اشتغال» و «چرخش اقتصادی» غیرمستقیم در زنجیره‌ی تامین و خدمات وابسته‌ی به آن -که برای سرویس دادن به توریست‌ها ایجاد شده‌اند-.

بیایید صنعت گردشگری را به عنوان راه حل اشتغال زایی تصور کنیم. فقط فرض کنیم.

ولی خوب توریست طبعا وقتی می‌آید، می‌خواهد خوش باشد و زهرماری زهرمار کند و کمری بجنباند و لباسی از تن به در کند و …سرآخر هم اگر وقت کرد و روشن‌فکری‌اش گل کرد، یک سری به سایت‌های تاریخی بزند و یک قالیچه و نیم کیلو پسته بخرد برود به مملکتش!

که غیر از دو مورد آخری، سایر موارد همه "گشت ارشادی" است و "وا بیضه ی اسلاما"! 

*

(حاشیه و اعتذار مجدد:

×  دوباره تاکید کنم که شکی نیست که یگانه راه درآوردن پول، توریست نیست و ما که نفت داریم، نفتمان را می‌خوریم و به دنیا هم کاری نداریم، تهاجم فرهنگی و جنگ نرم و … هم نمی‌شویم! درست کاری که الان مشغول به آن هستیم! نسل آس و پاس بعدی هم خودش می‌داند!

× ضمن این تاکید می‌کنم که درها را هم باز کنیم و گشت ارشاد را جمع، باز هم آن درآمد و رونق واشتغال برآمده از توریزم یا صنعت سرگرمی یا …، به این زودی حاصل نمی‌شود و …

خلاصه، من این قدر ساده لوح نیستم که فکر کنم با یک حرکت جزئی (ولو به نظر حضرات «ذبح عظیم" بیاید) اقتصاد مملکت زیر و رو خواهد شد. من فقط برای پرسیدن سوالم، شرایط را اغراق شده تصویر می‌کنم. برادران سایبری مد نظر داشته باشند! چشمک

ختم حاشیه)

*

با فرض این که اگر کوتاه بیاییم، توریسم به سرعت رونق می‌گیرد و این 4 میلیون جوان بی‌کار فرضی را (که هم‌این امروز هم خیلی هاشان دین و ایمان درست و درمان ندارند) دارای شغل خواهد کرد؛ اسلام به کدام راضی تر است؟

فلاکت و بیکاری خیل کثیری از جوانان (که خیلی‌هاشان مسلمان نیستند و از اسلام زده شده‌اند و بی‌کارند؛ و بی‌کاری خود منبع هزار کوفت و زهر مار است، هزاربار بدتر از زهرماری توریست ها!  و ….) به قیمت حفظ ظاهر اسلامی مملکت (که معلوم هم نیست که  بیش از قشر و ظاهر نفوذ کرده باشد و نتیجه‌ی چیزی جز جبر حکومت باشد!)

یا از موضع به بهشت بردن زورکی ملت کوتاه می‌آید و رضایت می‌دهد به اشتغال و معاش و …؟

به "اکل میته" راضی تر است یا میته شدن این زنده ی نیمه جان؟ 

 

برچسب‌ها: , ,

ایران و ترکیه

آمارهای موجود در فکت شیت های دایره المعارف انکارتا 2009 را برای ایران و ترکیه استخراج کردم و در یک فایل اکسل، کنار یکدیگر نشانیدم.

در زمینه های کلی و جزئی. از جمعیت و مساحت بگیر تا شاخص های اقتصادی و سلامت و سواد و …

برای خودم که جالب بود، برای شما هم جالب خواهد بود.

این فایل (اکسل+ یا پی دی اف+) اش است.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 7 ژانویه 2012 در نگاه اقتصادی, نگاه سیاسی, آمار

 

برچسب‌ها: , ,

ایرن و ترکیه (منبع، دایره المعارف انکارتا 2009)

Iran Turkey 
Basic Facts
Official name Islamic Republic of Iran Republic of Turkey Official name
Capital Tehrān Ankara Capital
Area 1,648,000 sq km 779,452 sq km Area
  636,300 sq mi 300,948 sq mi  
People
Population 65,875,223 (2008 estimate) 71,892,807 (2008 estimate) Population
Population growth     Population growth
Population growth rate 0.79 percent (2008 estimate) 1.01 percent (2008 estimate) Population growth rate
Projected population in 2025 76,779,032 (2025 estimate) 82,204,623 (2025 estimate) Projected population in 2025
Projected population in 2050 81,490,039 (2050 estimate) 86,473,786 (2050 estimate) Projected population in 2050
       
Population density 40 persons per sq km (2008 estimate) 93 persons per sq km (2008 estimate) Population density
  104 persons per sq mi (2008 estimate) 242 persons per sq mi (2008 estimate)  
       
Urban/rural distribution     Urban/rural distribution
Share urban 68 percent (2005 estimate) 67 percent (2005 estimate) Share urban
Share rural 32 percent (2005 estimate) 33 percent (2005 estimate) Share rural
       
Largest cities, with population     Largest cities, with population
Tehrān 6,758,845 (2006) 11,174,257 (2007 estimate) İstanbul
Mashhad 2,926,000 (2007 estimate) 3,428,000 (2003 estimate) Ankara
Eşfahān 1,001,000 (2007 estimate) 2,409,000 (2000) İzmir
Shīrāz 1,263,244 (2006) 459,877 (2007 estimate) Bursa
Karaj 941,000 (2007 estimate) 395,388 (2007 estimate) Adana
       
Ethnic groups     Ethnic groups
Persian 60 percent 80 percent Turkish
Azerbaijani and other Turkic 25 percent 17 percent Kurdish
Kurdish 7 percent 3 percent Other
Lur 2 percent    
Baluch, Turkmen, and other 6 percent    
       
Languages     Languages
Persian (Farsi) and Persian dialects 58 percent   Turkish (official), Kurdish, Arabic
Turkic and Turkic dialects 26 percent    
Kurdish 9 percent    
Luri, Baluchi, Arabic, Turkmen, and other 7 percent    
       
Religious affiliations     Religious affiliations
Shiite Muslim 93 percent 99 percent Muslim (mostly Sunni Muslim)
Sunni Muslim 6 percent 1 percent Nonreligious and others
Zoroastrian, Jewish, Christian, and Baha’i 1 percent    
       
Health and Education
Life expectancy     Life expectancy
Total 70.9 years (2008 estimate) 73.1 years (2008 estimate) Total
Female 72.4 years (2008 estimate) 75.7 years (2008 estimate) Female
Male 69.4 years (2008 estimate) 70.7 years (2008 estimate) Male
       
Infant mortality rate 37 deaths per 1,000 live births (2008 estimate) 37 deaths per 1,000 live births (2008 estimate) Infant mortality rate
       
Population per physician 2,223 people (2004) 641 people (2006) Population per physician
       
Population per hospital bed 625 people (2001) 385 people (2005) Population per hospital bed
       
Literacy rate     Literacy rate
Total 81.3 percent (2005 estimate) 87.6 percent (2005 estimate) Total
Female 75.2 percent (2005 estimate) 80.1 percent (2005 estimate) Female
Male 87.2 percent (2005 estimate) 94.9 percent (2005 estimate) Male
       
Education expenditure as a share of gross national product (GNP) 4.9 percent (2002-2003) 3.6 percent (2002-2003) Education expenditure as a share of gross national product (GNP)
       
Number of years of compulsory schooling 5 years (2002-2003) 9 years (2002-2003) Number of years of compulsory schooling
       
Number of students per teacher, primary school 24 students per teacher (2002-2003) 28 students per teacher (1997) Number of students per teacher, primary school
       
Government
Form of government Islamic republic Presidential republic Form of government
       
Head of state Wali Faqih (supreme religious leader) President Head of state
       
Head of government President Prime minister Head of government
Legislature Unicameral legislature Unicameral legislature Legislature
  Majlis (Islamic Consultative Assembly): 290 members National Assembly: 550 deputies  
       
Voting qualifications Universal at age 15 Universal at age 18 Voting qualifications
       
Constitution 2-3 December 1979; revised 1989 to expand powers of the presidency and to eliminate the prime ministry   Constitution
      7 November 1982; amended 1987, 1995, 2003, 2004
       
Highest court Supreme Court Constitutional Court, Court of Cassation Highest court
Armed forces Army, Navy, Air Force, Revolutionary Guard Corps Army, Navy, Air Force Armed forces
Total number of military personnel 420,000 (2004) 514,850 (2004) Total number of military personnel
Military expenditures as a share of gross domestic product (GDP) 2.4 percent (2003) 4.9 percent (2003) Military expenditures as a share of gross domestic product (GDP)
       
First-level political divisions 30 provinces 80 provinces First-level political divisions
       
Economy
Gross domestic product (GDP, in U.S.$) $217.9 billion (2006) $403 billion (2006) Gross domestic product (GDP, in U.S.$)
       
GDP per capita (U.S.$) $3,108.50 (2006) $5,518.50 (2006) GDP per capita (U.S.$)
       
GDP by economic sector     GDP by economic sector
Agriculture, forestry, fishing 10.4 percent (2006) 9.7 percent (2006) Agriculture, forestry, fishing
Industry 44.6 percent (2006) 26.8 percent (2006) Industry
Services 45 percent (2006) 63.5 percent (2006) Services
       
Employment     Employment
Number of workers 29,064,702 (2006) 27,378,191 (2006) Number of workers
       
Workforce share of economic sector     Workforce share of economic sector
Agriculture, forestry, fishing 25 percent (2005) 30 percent (2005) Agriculture, forestry, fishing
Industry 30 percent (2005) 25 percent (2005) Industry
Services 45 percent (2005) 46 percent (2005) Services
Unemployment rate 11.6 percent (2003) 10.3 percent (2005) Unemployment rate
       
National budget (U.S.$)     National budget (U.S.$)
Total revenue $78,852 million (2006) $132,712 million (2006) Total revenue
Total expenditure $54,018 million (2006) $117,603 million (2006) Total expenditure
       
Monetary unit     Monetary unit
  1 Iranian rial (IR), consisting of 100 dinars   1 New Turkish lira (YTL), consisting of 100 new kurus
       
Agriculture     Agriculture
Wheat, barley, potatoes, rice, grapes, fresh and dried fruit, sugar beets, sugarcane, vegetables, pulses, maize, tea, tobacco, oilseeds, pistachio nuts, mutton and poultry     Cotton, tobacco, wheat, fruit, nuts, barley, sunflower and other oilseeds, maize, sugar beets, potatoes, tea, olives, livestock
       
Mining     Mining
Petroleum, natural gas, coal, iron ore, chromite, lead, zinc, copper, manganese     Chromium, boron, copper, petroleum, natural gas, lignite, bauxite, iron ore, manganese, antimony, lead, zinc, sulfur
       
Manufacturing     Manufacturing
Textiles, food products, construction material, nonelectrical machinery, iron and steel, petrochemicals     Textiles, food products, refined petroleum, iron and steel, industrial chemicals
       
Major exports     Major exports
Crude petroleum and petroleum products, carpets, fruits, nuts, animal hides     Textiles, iron and steel, dried fruits, leather garments, tobacco, petroleum products
       
Major imports     Major imports
Machinery, iron and steel, foodstuffs, pharmaceuticals, refined petroleum products     Machinery, crude petroleum, transportation vehicles, iron and steel, chemical products
       
Major trade partners for exports     Major trade partners for exports
Japan, China, Italy, South Korea, and Greece     Germany, United States, Italy, United Kingdom, and France
       
Major trade partners for imports     Major trade partners for imports
Germany, United Arab Emirates, Italy, Russia, and France     Germany, Italy, Russia, United States, and France
       
Energy, Communications, and Transportation
Electricity production     Electricity production
Electricity from thermal sources 92.97 percent (2003 estimate) 73.68 percent (2003 estimate) Electricity from thermal sources
Electricity from hydroelectric sources 7.03 percent (2003 estimate) 26.17 percent (2003 estimate) Electricity from hydroelectric sources
Electricity from nuclear sources 0 percent (2003 estimate) 0 percent (2003 estimate) Electricity from nuclear sources
Electricity from geothermal, solar, and wind sources 0 percent (2003 estimate) 0.16 percent (2003 estimate) Electricity from geothermal, solar, and wind sources
       
Number of radios per 1,000 people 252 (1998 estimate) 562 (2000 estimate) Number of radios per 1,000 people
       
Number of telephones per 1,000 people 278 (2005) 263 (2005) Number of telephones per 1,000 people
       
Number of televisions per 1,000 people 158 (2000 estimate) 443 (2000 estimate) Number of televisions per 1,000 people
       
Number of Internet hosts per 10,000 people 0.76 (2003) 53 (2003) Number of Internet hosts per 10,000 people
       
Daily newspaper circulation per 1,000 people 24 (1996) 111 (1996) Daily newspaper circulation per 1,000 people
       
Number of motor vehicles per 1,000 people 41 (1997) 108 (2004) Number of motor vehicles per 1,000 people
       
Paved road as a share of total roads 67 percent (2003) 42 percent (2002) Paved road as a share of total roads
       
Sources
Basic Facts and People sections     Basic Facts and People sections
Area data are from the statistical bureaus of individual countries. Population, population growth rate, and population projections are from the United States Census Bureau, International Programs Center, International Data Base (IDB) (www.census.gov). Urban and rural population data are from the Food and Agriculture Organization (FAO) of the United Nations (UN), FAOSTAT database (www.fao.org). Largest cities population data and political divisions data are from the statistical bureaus of individual countries. Ethnic divisions and religion data are largely from the latest Central Intelligence Agency (CIA) World Factbook and from various country censuses and reports. Language data are largely from the Ethnologue, Languages of the World, Summer Institute of Linguistics International (www.sil.org).     Area data are from the statistical bureaus of individual countries. Population, population growth rate, and population projections are from the United States Census Bureau, International Programs Center, International Data Base (IDB) (www.census.gov). Urban and rural population data are from the Food and Agriculture Organization (FAO) of the United Nations (UN), FAOSTAT database (www.fao.org). Largest cities population data and political divisions data are from the statistical bureaus of individual countries. Ethnic divisions and religion data are largely from the latest Central Intelligence Agency (CIA) World Factbook and from various country censuses and reports. Language data are largely from the Ethnologue, Languages of the World, Summer Institute of Linguistics International (www.sil.org).
       
       
Health and Education section     Health and Education section
Life expectancy and infant mortality data are from the United States Census Bureau, International Programs Center, International database (IDB) (www.census.gov). Population per physician and population per hospital bed data are from the World Health Organization (WHO) (www.who.int). Education data are from the United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization (UNESCO) database (www.unesco.org).     Life expectancy and infant mortality data are from the United States Census Bureau, International Programs Center, International database (IDB) (www.census.gov). Population per physician and population per hospital bed data are from the World Health Organization (WHO) (www.who.int). Education data are from the United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization (UNESCO) database (www.unesco.org).
       
       
Government section     Government section
Government, independence, legislature, constitution, highest court, and voting qualifications data are largely from various government Web sites, the latest Europa World Yearbook, and the latest Central Intelligence Agency (CIA) World Factbook. The armed forces data is from Military Balance.     Government, independence, legislature, constitution, highest court, and voting qualifications data are largely from various government Web sites, the latest Europa World Yearbook, and the latest Central Intelligence Agency (CIA) World Factbook. The armed forces data is from Military Balance.
       
       
Economy section     Economy section
Gross domestic product (GDP), GDP per capita, GDP by economic sectors, employment, and national budget data are from the World Bank database (www.worldbank.org). Monetary unit, agriculture, mining, manufacturing, exports, imports, and major trade partner information is from the statistical bureaus of individual countries, latest Europa World Yearbook, and various United Nations and International Monetary Fund (IMF) publications.     Gross domestic product (GDP), GDP per capita, GDP by economic sectors, employment, and national budget data are from the World Bank database (www.worldbank.org). Monetary unit, agriculture, mining, manufacturing, exports, imports, and major trade partner information is from the statistical bureaus of individual countries, latest Europa World Yearbook, and various United Nations and International Monetary Fund (IMF) publications.
       
       
Energy, Communication, and Transportation section     Energy, Communication, and Transportation section
Electricity information is from the Energy Information Administration (EIA) database (www.eia.doe.gov). Radio, telephone, television, and newspaper information is from the United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization (UNESCO) database (www.unesco.org). Internet hosts, motor vehicles, and road data are from the World Bank database (www.worldbank.org).     Electricity information is from the Energy Information Administration (EIA) database (www.eia.doe.gov). Radio, telephone, television, and newspaper information is from the United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization (UNESCO) database (www.unesco.org). Internet hosts, motor vehicles, and road data are from the World Bank database (www.worldbank.org).
       
       
Note     Note
Figures may not total 100 percent due to rounding.     Figures may not total 100 percent due to rounding.
       
       
Microsoft ® Encarta ® 2009. © 1993-2008 Microsoft Corporation. All rights reserved.
 
 

برچسب‌ها: , ,

تا بال نداشتم، قفسم تنگ نبود!

بخش بزرگی از نسل جوان، روزی صدبار سرش می‌خورد به طاق کوتاهی که حماقت و ترس و بی‌کفایتی شمایان بر سرش ساخته.

که نبین و ندان و نفهم و نگرد و بهره‌مند نشو!

و بخش بزرگی از جامعه هم هست البته، که اصولا یا از شماها راضی است یا راضی هم نباشد، سرش آن‌قدر به نان زن و بچه و سختی‌های زندگی خودش گرم است و بلند نمی‌شود که بالای سرش را ببیند. و ببیند که چه سقف کوتاهی بر سر این ملت مظلوم ساخته‌اید و روز به روز بیشتر فرو می‌آورید.

××

گروه اول -به لطف دانشگاه، اینترنت، ماهواره، فیلم، سریال، کتاب و …-، نیم نگاهی -بل‌که نگاهی- به دنیای پیشرفته‌ی امروز انداخته و خبری از خارج از این بساط دارد و می‌داند که آن‌ها که دیروز آن‌قدر عقب بودند که ایران ما آرزوی‌شان بود، امروز چقدر پیش افتاده اند؛ و ما کجا بودیم و حالا کجاییم؛ به برکت بی کفایتی و ترس و حماقت حضرات.

گروه دوم البته نه وقتش را دارد و نه نایش را و نه چشمش را که نگاهی به بیرون بیندازد. اگر وقتی باقی داشته باشد، به گفته‌های حضرات گوش می‌کند و حداکثرش گذشته‌ی خودش را دارد برای مقایسه! که موبایل نبود و امروز هست! و ماشین نبود وامروز هست و اینترنت نبود و امروز هست و …

و حتی اگر احساس رضایت نکند، احساس غبن، احساس عقب ماندگی، احساس عقب نگه داشته شدن (که ریشه اش تنها وتنها نفهمی و ترس آقابالاسرهاست نه هیچ چیز دیگر)، احساس خشم و انزجار، احساس حقارت و خفت (در اثر مقایسه با کشورهایی که روزگاری بوق هم نبودند)، و … نمی کند.

و این گپ میان این دو گروه، این فاصله، این تفاوت، نه کم است و نه به این سادگی قابل پر شدن.

شما هم هر روز بدترش کنید! خوب؟  خدای نکرده غفلت نکنید ها!

*

گروه اول، هر اف5 که به قصد رفرش کردن صفحه می‌‌زند، و هر دقیقه که این اینترنت کند درب و داغان -که مثل همه‌ی جاهای دیگر مملکت …ده اند توش!- یک فحش رکیک زیرلب زمزمه می‌کند نثار شما و ترس شما و دین شما و خدای شما و …
و اگر اهل دین و ایمان باشد، ممکن است از خیر خدا و فحش رکیک بگذرد، ولی ….

و گروه دوم، دیجیتالش کجا بود!

*

سوال من این است که تا به کی؟ تا به کجا؟

بخش بزرگی از این جامعه بال درآورده، بخش بزرگتری از این جامعه در حال بال در آوردن است.

می‌خواهید همه‌ی بال‌ها را ببرید و کره ی شمالی دوم درست کنید؟  هفتاد میلیون بدبخت قطعی "دنیا و آخرت باخته" درست کنید؟

برادر من! کی می‌خواهی بفهمی که دوران قفس به سر آمده. اگر فهمیدی که فهمیدی، نفهمیدی، یک روزی از همین روزها، این بال‌های برآمده‌ی رشد کرده، قفس را می‌شکنند و بر سر خودت و دینت و خدای دینت خورد می‌کنند.

مردم خودت را در قفس ترس خودت اسیر نکن! نیازی به این کار نیست. والله نیازی به این کار نیست. این کار اگر مفید بود، اگر کمترین کمکی می‌کرد، به گنده تر از ما می کرد!

*

دوران گروه دوم به سر خواهد آمد، و شما را در گروه اول، هیچ -هیچ- جایگاهی نیست!

کجا می‌روید؟ کجا می‌بریدمان؟

 
 

برچسب‌ها: , , , , , ,

کاشان، شهری که گدا ندارد!

این جمله را استاد «جامعه شناسی شهری» ما می‌گفت. ایشان را شاید شما نشناسید، ولی از داناترین‌های دانش «شهری» در کشور ماست.

پروژه‌های متعددی در پهنه‌های گسترده‌ی جغرافیایی (بعضا در مقیاس ملی) انجام داده که او را واداشته که به اقصی نقاط کشور برود و بررسی‌های علمی انجام بدهد. به واقع کمتر کسی را به تسلط دکتر کاظمیان (استوانه‌ی اصلی رشته «مدیریت شهری»، در دانشگاه علامه طباطبایی) راجع به مقوله‌ی شهر و مدیریت شهری در ایران می‌توانید پیدا کنید.

درباره‌ی کاشان، چند باری بحثمان شده که البته آخرش ایشان فائق آمده و داده‌های علمی، حرف‌های ایشان را تایید کرده تا باورهای محلی ما را!

یکی از حرف های ایشان هم‌این تیتر امروز ما بود.

البته مطالعه وبررسی‌اش مربوط به یک دهه قبل بوده درباره‌ی کاشان (و لاجرم طی دهه اخیر، دگرگونی‌های در شهر رخ داده)، ولی می‌گفت یکی از ویژگی‌های عجیبی که برای همه‌ی تیم ما عجیب بود، این بود که کاشان گدا ندارد!

البته بنده تحلیل جامعه شناختی‌اش را داشتم.

اولا. محلی‌ها اصلا گدا ندارند. شبکه‌ی اجتماعی در شهر بسیار فعال است و سرعت انتقال اطلاعات بسیار بالاست. و گدایی عاری نیست که یک محلی به این سادگی از پس حمل‌اش بر بیاید.

وانگهی اگر کسی نیازمند هم باشد،‌ با هم‌آن مکانیزم‌های محلی، کمک‌اش می‌کنند و مساله را حل می‌کنند و نمی‌گذارند که کار طرف به گدایی بکشد.

ثانیا. گدا محلی هم نباشد، اهالی عادت به بذل و بخشش بی‌حساب ندارند. هم مقداری اقتصادی‌اند و هم حتی اگر دست و دل‌باز هم باشند، طرف که بخواهد دست در جیبش بکند، باید مطمئن بشود که فلانی مستحق است و تا ته و توی ماجرای یارو را در نیاورد، عمرا کمک بکن نیست! که مال کدام محل است و فامیل چه کسی است و … تازه اصلا چرا فامیل خودش کمک نکرده و بگیر و برو جلو!

خلاصه اینقدر از «سوال کننده» سوال می‌کنند که طرف بی‌خیال شود برود پی کارش!

***

حالا کاری به شهر خودمان ندارم. اگر شهر خودمان هم نبود، این نکته برایم جالب بود و گفتنی.

و آن این‌که، این مساله تا وقتی جواب می‌دهد که همه پول به گدا ندهند.

چرا که در چون این شرایطی، طعمه‌ای برای گداها وجود ندارد.

به محض این که یک عده پیدا شدند که از روی «ساده لوحی»، «دل رحمی بی‌جا»، «ادای اغنیا را در آوردن» و … حاضر بشوند به گدا پول بدهند، هم‌آن‌ها طعمه های جدید گداها می‌شوند و در شهری که چند هزار سال گدا نداشته، گدا هم پیدا می‌شود!

این مثال را زدم و البته قابلیت تعمیم خوبی در بسیاری از حوزه‌های اجتماعی دارد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 28 دسامبر 2011 در مدیریت شهری, نگاه اقتصادی, نگاه اجتماعی

 

برچسب‌ها: , , , ,

نکاتی درباره ی ارز و طلا

* این بحث، سوای از نوسانات بازار و اقتصاد جهانی است و نگاهی به بازار نسبتا منزوی و یک سویه ی درون ایران دارد. به عبارتی، قیمت طلا و نسبت های ارزی بی المللی،‌ در این یادداشت ثابت فرض شده است. 

* در مورد به کار بردن محتوای این مطلب، همان طور که از سود شما -اگر ببرید- ما را نصیبی نیست، از ضرر احتمالی تان نیز گزندی را -اگر خوردید- متوجه ما ندانید!

* من اقتصاددان نیستم. فعال اقتصادی ام و اندکی اقتصاد خوانده ام. از انتقادات دوستان اقتصاددان استقبال می کنم.

 

****

نخست. دریافت بازار از شرایط این است که اختیار «ریال» فلک زده ی ایرانی به دست کسانی افتاده که نه اقتصاد را علم می دانند و نه اعتقادی به سایر علوم انسانی دارند (بلکه آن را محاکمه هم کرده اند!) و نه کار خودشان را بلدند و شایستگی مناصب شان را دارند. و از قضای شکستن تاغار و ریختن ماست قدرت، یک عده ای بر مصدر امر نشسته اند و خلاصه هر روز اوضاع این موجود مفلوک (یعنی ریال) بدتر خواهد شد. 

لذا رویکرد کلی بازار (با جهت گیری احتیاطی) در بلند مدت به شرح ذیل است: 

اولا. تبدیل ریال به هر دارایی دیگری جز ریال 

ثانیا. تبدیل دارایی های غیرمنقول به منقول 

(این مورد دوم، با توجه به شرایط خاص و حاد بین المللی و داخلی و حوادثی که سیاست داخلی و خارجی آبستن آن است، مطرح شد)

 ×

دوم. ارز در بازار امروز حداقل دارای سه نرخ است.

1. نرخ رسمی بانک مرکزی

که گیر چه کسی می آید؟ گیر هر کسی بیاید، او از رانت خوبی برخوردار است! خوش به حالش!

2. نرخ اسکناس کف بازار 

3. نرخ حواله 

که به علت تحریم ها، خارج از چرخه ی بانکی و توسط صراف ها و … انجام می پذیرد. و  گاهی بالاتر از اسکناس کف بازار است و گاهی پایین تر بوده. ولی این ایام و با توجه به تحریم ها و مشکل شدن حواله، بالاتر از نرخ اسکناس کف بازار خواهد بود.

به عنوان مثال، روز چهارشنبه 30 آذر 90، نرخ رسمی فروش دلار امریکا، 11070 ریال بوده. نرخ نهایی کف بازار 15050 ریال بوده (398 تومان گران تر) و حواله را برخی دوستان ما با 15800 تومان انجام داده بودند (473 تومان گران تر).

×

سوم. ارائه/عرضه و نیاز/تقاضا به ارز/طلا را نیز باید تفکیک کرد. شبیه کاری که کینز برای پول انجام داد و ما نیز چند سال پیش درباره‌ی مسکن این کار را کردیم تا بهتر بتوانیم بازار را تحلیل کنیم.

نظر به این‌که طرف عرضه، منحصرا در اختیار دولت است، با توجه به شرایط بازار، تحلیل من این است که مساله ی گران شدن در طرف عرضه نیست و لاجرم برخی تحلیل ها را که بر این مبنا استوار است که دولت در گران شدن ارز نقش دارد و می خواهد جبران کسری بودجه بکند و …، چندان دقیق نمی دانم. و مساله‌ی امروز را در طرف تقاضا می‌جویم.

سه گونه نیاز/تقاضا به این اقلام به سادگی قابل بازشناسی است.

1. نیاز/تقاضای مصرفی 

کسی می خواهد برود خارج، به ارز نیاز دارد. دولت هم متناسبا در اختیارش قرار می دهد. یا در مورد سکه، کسی می خواهد برای عروسی برادرش به‌ش سکه بدهد. این ها عبارتند از تقاضای مصرفی. که نوعا با اسکناس/سکه‌ی فیزیکی ارضا می شوند و لاجرم حجم تقاضا، بیش از چند میلیون تومان نخواهد بود و لذا مهار آن کار ساده ای خواهد بود. (تقاضای مصرفی در مقیاس خرد) 

یا در مقیاس بزرگتر، وارد کننده ای که نیاز به ارز دارد تا بتواند کالا وارد کند. این نیاز نیز نیاز مصرفی به ارز است، گرچه ارقامش بسیار درشت تر هستند و این کارها با اسکناس قابل انجام نیست. و باید حواله بشود.

2. نیاز/تقاضای احتیاطی/پس اندازگرانه

که شخص برای حفظ ارزش دارایی اش، از گاری «ریال» به کالسکه «دلار» یا «طلا» می پرد تا کمتر سقوط کند و عقب نماند. و اصولا برای مهاجرت از ریال، بسته به میزان دارایی اش، تصمیم می گیرد.

در مقیاس های بزرگ، تنها «ملک» می تواند حمل کننده ی این بار باشد اما به جهت غیرمنقول بودن، و نقدشوندگی پایینی که دارد، در شرایط ناامنی، عملا قابل استفاده نخواهد بود. با این حال،حجم سرمایه از یک مقداری که بیشتر بشود، کماکان ملک را ترجیح خواهیم داد.

برای حجم های پس انداز کمتر (90 درصد مردم)، طلا و ارز کماکان پاسخگو هستند و لذا مورد استقبال قرار می گیرند. که به نظر می رسد مهار آن و عرضه ی دلار و طلا برای پاسخگویی به این بخش از بازار، ساده باشد و با توجه به ذخایر ارزی و طلایی موجود، از رییس بی کفایتی چون بهمنی هم بر خواهد آمد و مهار خواهد شد.

در این میان، خارج کردن سرمایه از ترس تحریم/حمله/ناامنی نیز می تواند در صورت وخامت شرایط خارجی/داخلی شدت بگیرد و البته این ها می توانند بازار را تحت تاثیر قرار دهند و دولت نیز شاید به این سادگی نتواند از پس اطفای این گونه تقاضا برآید.

گرچه اگر شرایط وخیم شود، بعید نخواهد بود که با وضع ممنوعیت هایی، این تقاضا را نیز سرکوب کنند ولی لاجرم از کنترل قیمت ارز ناتوان خواهد بود. چرا که همین ممنوعیت نیز بازار سیاهی ایجاد خواهد کرد و قیمت ها را در بازار به شدت افزایش و رانتی بزرگ برای عده ای که ارز دولتی دارند ایجاد خواهد کرد (اقتصاد ما همه ی این ها را قبلا تجربه کرده است).

 

3. نیاز/تقاضای سوداگرانه/سفته بازانه

که عبارت است از این احساس و تجربه که هر کس ارز/طلا بخرد،‌ گران خواهد شد و سود خواهد کرد. صف هایی که از شب قبل در خیابان ها و پشت درب بانک ها تشکیل می شود، همین تقاضای سوداگرانه/سودجویانه است که در اثر اختلاف قیمت و چند نرخی بودن ارز ممکن شده. گرچه حتی اگر ارز تک نرخی هم  بشود، ای بسا این بخش از تقاضا را پوشش ندهد. و هنوز افراد زیادی هستند که باور دارند ارز و طلا گران خواهد شد و در میان مدت و بلند مدت، سود مناسبی عاید خواهد کرد.

این سنس بازار را تداوم افزایش قیمت ارز و طلا افزایش می دهد و ای بسا در عمل تبدیل به «پیش بینی خود-محقق کننده(Self-Fulfilling Prophecy )» بشود. که لاجرم بر شدت این تقاضا خواهد افزود.

*

چهارم.

به نظر می رسد دولت و بانک مرکزی با توجه به ذخایر ارزی و طلا که وجود دارد، حتی پس از عملی شدن تحریم های جدی تر اخیر (که خود برای عملی شدن، 4 تا 6 ماه زمان نیاز دارند پس از تصویب) بتوانند چندماهی مقاومت کنند و بازار را در کنترل خود نگاه دارند. 

در مورد سه نرخ موجود ارز، نرخ رسمی و نرخ اسکناس به راحتی برای دولت قابل مهار کردن است. نرخ حواله (که البته بار اصلی اقتصاد – ِاین روزهای به شدت وارداتی- را به دوش می کشد) گرچه در شرایط فعلی و غیربحرانی از نرخ اسکناس کف بازار -و نه نرخ رسمی- تبعیت می کند، با این حال به این سادگی قابل کنترل نبوده و نخواهد بود.

اگر حلقه های تحریم ها تنگ تر بشود (جدی تر و عملیاتی)، لاجرم نرخ حواله به این سادگی قابل کنترل نخواهد بود. و در این شرایط، حتی اگر دولت نرخ اسکناس را هم مهار بکند، قادر به کنترل قیمت ها و تورم حاصل از گران شدن ارز برای وارد کنندگان نخواهد بود. و تورم نیز خود مبدا دیگری برای فشار به قیمت ارز خواهد بود و آن را گران تر خواهد کرد و  می تواند دامن زننده به هر سه گونه تقاضای فوق الذکر باشد. خصوصا که همراه با تهدید های بین المللی و القای شرایط ناامنی/جنگی باشد که احتمالا تقاضای مزبور با اهرم های اقتصادی به این سادگی مهارشدنی نباشد.

رئیس یک بانک مرکزی شاید (شاید) در طول دوران تصدی اش یک بار می توانست با مخاطب قرار دادن بازار و با یک سخنرانی ای حساب شده و از روی نوشته، و با تکنیک روانی و و بلوف بازار را قانع کند و با چند روز تزریق ارز و طلا و … التهاب بازار را بخوابانند.

اما هزار دریغ از رئیس بی کفایت بانک مرکزی ما که به جای این که سنگینی و وزانت خود را حفظ کند و بتواند اطمینان بازار را جلب کند برای چون این روزی، خود را تبدیل به شومنی کرد که هر روز مصاحبه ای بکند چیپ و سطح پایین -مصاحبه ای که معاون معاون وزیر اقتصاد یا مسئول روابط عمومی وزارت خانه مربوطه هم می توانست بکند- و طوری بشود که اعتبارش نزد عوام هم مخدوش باشد چه رسد به خواص  و فعالین بازار.

الان «کل ممد» و «مش تقی» هم متوجه شده اند که هر چه این بهمنی بگوید، عکسش خواهد شد و این آدم، حرفش یک دوزاری نمی ارزد!

مگر رئیس فدرال رزرو امریکا یا هر مملکت با حساب و کتابی، چند بار در سال مصاحبه می کند یا بازار را مخاطب قرار می دهد؟

بانک مرکزی قرار بوده لنگر این اقتصاد باشد. شد زنجیر/تسبیح دم دست آقای رئیس جمهور که باهاش بازی می کند و برای سرگرمی می چرخاند. و امروز و روزهای سخت تر آینده که نیاز به لنگر هست، چیزی از حیثیت و اعتبار این نهاد باقی نمانده که بتواند نقش خود را به درستی ایفا کنند.

و البته این منحصر به این آدم نبوده و نیست. اصولا الفنون و تیمش بر هر مصدر که نشستند، خوارش کردند و لوثش کردند و …

بگذریم!

××××

پ.ن: نگاه تخصصی حامد قدوسی به موضوع را ببینید: 1+ و 2+

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 24 دسامبر 2011 در نگاه اقتصادی

 

برچسب‌ها: , , , , ,