RSS

بایگانی دسته‌ها: فیلم

بهترین فیلم هایی که در سال 90 دیدم

بهترین فیلم هایی که در سال 90 دیدم

سال 90 برای من از نظر مساله‌ی «فیلم» سالی استثنائی بود. چرا که به خاطر شرایط خاصی که در محل خدمت داشتم، توانستم چند برابر دیگر ایام سال -بلکه ایام عمر- فیلم و سریال ببینم.

خواستم از باب معرفی، برخی فیلم‌ها که به نظرم حاوی ایده‌های نو و جدید یا مطالب تاریخی/کهن ولی ارزشمند بودند، را نیز فهرست کنم.

خصوصا برخی از این‌ها که در اسکار و جشنواره‌های دیگر مطرح نشدند ولی واقعا ارزش دیدن داشتند و جالب بودند.

فیلم‌های کلاسیک و قدیمی خیلی خوبی هم دیدم که این جا اسمی از آن ها نمی‌آورم و تنها فیلم‌هایی که مربوط به سال 2011 و بعضا 2010 بوده است، را ذکر خواهم کرد.

**

1. ایده های ناب:

1.1.    In Time +

1.2.   Source Code +

1.3.    Limitless +

1.4.   Midnight in Paris +

 2. بیوگرافی:

2.1.   Money Ball +

بکارگیری آمار در ورزشی که مشهور بوده است که آمار بردار نیست. با بودجه‌ای کمتر از یک دهم تیم های بزرگ، قصد قهرمانی کردن، کاری است کارستان که باید دید شدنی است یا نه!  در فیلم خواهید دید.

2.2.   J. Edgar +

مروری گذرا به زندگی و کارهای موسس اف بی آی: جی ادگار هوور.

2.3.   A Dangerous Method +

یونگ، فروید و ….

2.4.   Kill the Irishman +

چهره ای خلافکار و مافیایی ولی متفاوت. اخلاق خاص و قلب خوب. مربوطه به دهه 70.

2.5.   The Devil’s Double +

بر اساس خاطرات بدل عدی فرزند صدام.

2.6.   The Iron Lady +

مروری بر زندگی مارگارت تاچر.
گرچه دوران متاخر او را بد و بسیار ضعیف و رقت انگیز تصویر کرده و از زیبایی فیلم کاسته و اتفاقا مورد انتقاد خانواده و دوستان تاچر نیز واقع شده که مطالبی دور از واقعیت است.

2.7.   «Pope Joan» +

ماجرای اولین زنی که به مقام پاپی رسید. یعنی خود را مرد جا زد و …

2.8.   The Way Back +

ماجرای اولین فراریان از سیبری دوران استالین که توانستند جان به در برند و مجبور شدند از سیبری، مغولستان، صحرای عظیم تبت و هیمالیا گذر کنند تا به هند برسند که اولین کشوری بود که بلوک شرقی نبود!

2.9.    The Fighter  +

ماجرای دو برادر بوکسور، سیندرلایی دیگر!

2.10.   You Don’t Know Jack +

زندگی و مبارزه ی دکتر جک کوورکیان در امریکا برای دفاع از حق خود کشی داوطلبانه در بیماران لاعلاج که زجر می کشند (اتانازی+)

2.11.  The King’s Speech +

درباره ی جرج ششم (پدر ملکه ی فعلی انگلستان) که لکنت زبان داشت و تلاشش برای رفع این مشکل و پذیرش سلطنت و مشقاتش و …

 3. اکشن:

3.1.   Warrior +

بسیار عالی بود.
بعد از تیکن(2008)، هیچ فیلمی مرا به هیجانی در آن حد نیاورده بود الا این فیلم که رکوردهای هیجان را در درونم شکست!

3.2.   Drive +

در اسکار بود و به اندازه کافی ازش گفته شده.

3.3.   Colombiana +

یک بزن بزن جاسوسی خوش ساخت.

3.4.   Real Steel +

یک سیندرلا استوری دیگر با مایه های علمی تخیلی. جنگ ربات ها. واریور در دنیای ربات ها.

3.5.   The Mechanic +

جاسوسی/آدمکشی طراز اول. در نوع خودش از بهترین ها بود.

3.6.   Jerusalema +

بررسی پروسه ی شکل گیری و رشد یک گنگ و یک باند در یک بستر روایی قابل قبول در ژوهانسبورگ.

3.7.   «Elite Squad: The Enemy Within» +

ماجرای مبارزه ی سخت افزاری با مافیای ریو دوژانیرو که خود موجب تولد مافیایی دیگر به مراتب قوی تر و بزرگ تر و «مبارزه ناپذیر» تر در درون «تشکیلات مبارزه با مافیا» شد.

و از این منظر خیلی خیلی جالب بود و شایسته ی تامل.

 4. مستند:

4.1.   Project Nim  +

ماجرای میمونی که از بدو تولد با او شبیه به انسان رفتار شد. به یک خانواده تحویل شد تا با بچه های دیگر بزرگ شود و … تا ببینند چقدر آموزش پذیر است و چقدر می تواند انسان شود و …

ماجرای واقعی این فیلم مستند، مسلما دستمایه ی فیلم خوب دیگر امسال، خیزش سیاره ی میمون ها بوده است.

 5. درام:

5.1.   The Artist +

آن قدر امسال به این فیلم توجه شد که نیازی به تعریف من نیست. گول صامت بودن را نخورید. حتما ارزش دیدن دارد.

5.2.   The Help +

مبارزات علیه تبعیض نژادی و سختی های خاص آن. انصافا فیلم خوبی بود. فیلم «مباحثه کنندگان بزرگ» سال 2007 نیز در چنین بافتی رخ می دهد و آن فیلم هم فیلم خیلی خوبی است که خود دنزل واشنگتن و اوپرا وینفری تهیه کنندگانش هستند.

5.3.   The Flowers of War +

یک شیندلر لیست چینی بود. گرچه برخی صحنه ها هندی می شد و تخیلی ولی در مجموع درام خوش ساخت و مرغوبی بود.

5.4.   Never Let Me Go +

چه فیلم ابری ِ انگلیسی ای بود! غمی ملایم در سرتاسر فیلم جریان داشت و البته ارزش دیدن. مایه های ساینس فیکشن هم داشت و البته تامل برانگیز هم بود.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 30 مارس 2012 در فیلم

 

برچسب‌ها: , , , , , ,

نوش جان اصغر فرهادی!

نوش جان اصغر فرهادی!

فیلم فرهادی، خوب بود؛ تامل برانگیز بود ولی شیرین نبود. تلخ بود.

و البته این جایزه حتما حقش بود و در مقایسه با رقبایش در اسکار (که جز یکی، بقیه را دیده بودم) یک سر و گردن بالاتر بود.

****

و این بی‌تفاوتی منفعلانه رسانه‌ها (ی حاکمیتی که شخص اولش تا چندی پیش با سینماگران جلسه می‌گذاشت و می‌گفت و می‌شنید؛)  تا قبل از گرفتن اسکار (و لاجرم سخنرانی اش در هنگام گرفتن جایزه)، و این لاشخوربازی «حال به هم زن» پس از گرفتن جایزه (نظیر آن چه فارس عمل کرده) به غایت زشت و کریه است.

***

روزی در وبلاگ مرحومم نوشتم،

«روزی که مملکت مال ما هم بود،
بادبادک هم هوا می‌کردید،
قند توی دل همه مان آب می‌شد.

حالا که شده مال شما، آپولو هم هوا کنید … بگذریم!»

**

این گونه رفتارها، بیش از پیش تداعی کننده‌ی این حس «عدم تعلق ایران امروز به خیلی از ایرانیان» است.

فرهادی عزیز! از این غریب ماندن در سرزمینی که باید به تو افتخار کند -و می‌کند- و از خموشی -و بلکه طعمه نگری- حضراتی که باید در تبریک گفتن به تو از هم سبقت گیرند، دل‌گیر مباش! ما –همه– شهروندان درجه‌ی 2 ایم!

به قول آن جوان بحرینی پرشور در محضر حضرت آقا:

« هل تعلمون بأننا فی موطن ابنائه فی ارضهم غرباء؟ »
«هیچ می‌دانید ما در کشوری هستیم که فرزندانش در سرزمین خودشان هم غریب‌اند؟»

*

پ.ن: هزار البته که آن غربتی که مردم بحرین به دشنه و خون می‌چشند، هیچ ربطی -موکدا: هیچ ربطی– ندارد به این غربت شاعرانه‌ی ما. آن قدر کم‌دان یا مغرض نیستم که نفهمم که حتی مقیاسی در حدود «یک به میلیون» نیز در این فقره اغراق است. فقط ترکیب جملات آن جوان پرشور بود که به موضوع ما می‌خورد و ما خواستیم یک کرمی هم ریخته باشیم (چشمک)!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 27 فوریه 2012 در فیلم

 

برچسب‌ها: , ,

از باب «زین للناس»

از باب: زین للناس

در اپیزود سوم از فصل اول سریال دکتر هاوس، کیس مورد بررسی، جوانی است که آغاز بیماری‌اش درست در میان مواقعه (اشتغال به امر خیر!) بروز کرده و کارش به بیمارستان کشیده و …

در پایان اپیزود، کمرون (خانم دکتر عضو تیم تشخیص) جملاتی می‌گوید که با نگاهی دیگر، می‌تواند به بحث قبلی ما کمک کند.

این دیالوگ نیز در زمره دیالوگ‌های به یاد ماندنی هاوس است: +.

اگر ترجمه‌ام نارساست، می‌بخشید! اگر ایراد دارد، تذکر بدهید.

×××

Cameron:

«

S.e.x  could kill you. Do you know what the human body goes through when you have sex?

Pupils dilate, arteries constrict, core temperature rises, heart races, blood pressure skyrockets, respiration becomes rapid and shallow, the brain fires bursts of electrical impulses from nowhere to nowhere, and secretions spit out of every gland, and the muscles tense and spasm like you’re lifting three times your body weight.

It’s violent, it’s ugly and it’s messy, and if God hadn’t made it unbelievably fun, the human race would have died out eons ago.

»

**

کمرون:

« س.ک.س می‌تونه به کشتن‌ات بده. هیچ می‌دونستی که چی به سر بدن آدم می‌آد وقتی مشغول به این کاره؟

مردمک چشم گشاد می‌شه، رگ ها منقبض می‌شند، دمای بدن می‌ره بالا، ضربان تند می‌شه، فشار خون به شدت بالا می‌ره، تنفس سریع و سطحی می‌شه، مغز رگباری از پالس‌های الکتریکی از یه جایی -که نمی‌دونیم کجاس- به یه جای نامعلوم دیگه (توی مغز) شلیک می‌کنه. از هر غده‌ای، یه چیزی ترشح می‌شه و ماهیچه‌ها کشیده و گرفته می‌شن … به اندازه ای که انگار داری 3 برابر وزن خودت رو حمل می‌کنی.

که اصولا عملی است وحشیانه، زشت و کَر و کثیف.

و اگر خدا این لذت خارق العاده رو توی این کار نگذاشته بود، نسل بشر سال‌ها پیش منقرض شده بود (و کسی زیر بار تحمل این سختی نمی رفت!)

 »

*

در همین رابطه:  چه کسی زینت خدا را حرام کرد+

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 25 فوریه 2012 در فیلم, نقل از دیگران, خانواده

 

برچسب‌ها: , , , , , ,

the Flowers of War

چه فیلم خوبی بود این فیلم گل های جنگ+.

با احترام تمام به اصغر فرهادی و فیلم واقعا خوبش،
بروبکس گلدن گلوب خیلی به ش حال دادند که در برابر چون این فیلم خوبی، به فیلم او جایزه دادند.

یک جورهایی یک شیندلرلیست چینی بود.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 23 ژانویه 2012 در فیلم

 

یعنی از حسادت داره پاره می شه!

فرج الله سلحشور:

جایزه فرهادی یک خیانت بزرگ در حق ملت است!

+

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 18 ژانویه 2012 در فیلم, غم زمانه

 

برچسب‌ها: , , ,

گوگل پروف!

یک اصطلاحی شنیدم در فیلم دیدنی «مبارز+» به نام «گوگل پروف/ Google Proof /

گوگل نشدنی»!

چیزی در مایه های  «واتر پروف / Water Proof / ضد آب/ رطوبت ناپذیر»

یعنی کسی که در اینترنت هیچ اثری ازش نیست و جستجویش با/در گوگل نتیجه‌ی به درد بخوری دربر نداشته!.

البته این عبارت در تجارت الکترونیک و … معانی دیگر+ هم دارد. ولی این کاربرد برایم جدید و جالب بود.

گفتم شاید برای برخی دوستان هم جالب باشد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12 دسامبر 2011 در فناوری اطلاعات, فیلم, نگاه اجتماعی

 

برچسب‌ها: , , ,

دکتر هاوس و تشخیص افتراقی!

پزشکان عزیز با این عبارت «تشخیص افتراقی» ناآشنا نیستند.

همچنین کسانی که سریال دیدنی "دکتر هاوس" را دیده‌اند -حتی اگر با عالم پزشکی غریبه بوده باشند- متوجه اهمیت آن در فرآیند تشخیص بیماری و درمان متعاقب آن شده‌اند.

من ذائقه شما را نمی‌شناسم، ولی» House M.D.»+ بهترین سریالی بوده‌است که دیده‌ام (محض اطلاع عرض کنم که کم سریال ندیده‌ام -از هر ژانری که بخواهید- و هنوز هاوس را از همه بیشتر دوست دارم!).

تخصص این آدم، تشخیص بیماری‌های نادر است. او و تیم‌ش علایم را کنار هم می‌چینند و مبنای کارشان، تشخیص افتراقی است.

دراین میان مانند کارآگاه‌های خصوصی به خانه‌ی بیمار سرک می‌کشند، تحقیقات حاشیه‌ای می‌کنند، حتی گاهی سعی و خطا می‌کنند (یعنی تجویز بدون دلیل کافی؛ اگر اثر مثبت داشت که خودش یک علامت است و اگر نه، از روی علایم جدید، اطلاعات بیشتر به دست می‌آوریم!)  و … تا به تشخیص علت اصلی بیماری برسند. خلاصه جایی که سایر متخصصین با روش‌های روتین تشخیص، به مشکل می‌خورند، پرونده به هاوس و تیمش ارجاع می‌شود.

پشتوانه‌ی پزشکی/علمی این سریال نیز نسبتا محکم است و ظاهرا "ایده‌ی اولیه"‌ی این سریال در اثر ستون جذاب "هنر تشخیص" که در نیویورک تایمز و توسط یک پزشک متخصص چاپ می‌شده، به ذهن تهیه کنندگانش رسیده است. (این+ سایت هم مرور پزشکی هر اپیزود را دارد)

علاوه بر آن، در ذهن تهیه کنندگان، علاقه‌ی خاصی به شرلوک هولمز وجود داشته که ترکیب این دو، "شرلوک هولمزی در قامت یک پزشک متخصص» به همراه چندتا دکتر واتسون تولید کرده. (البته نه آن شرلوک هولمزی که ایرانیان می‌شناسند -که جرمی برت+ بازی اش می‌کرد-؛ او خیلی منضبط بود. بلکه شرلوک هولمزی که به کتاب اصلی کانن دویل نزدیک‌تر است. چیزی شبیه‌تر به شرلوک هولمز گای ریچی+ که رشحاتی از «عوضی بودن» را در خود دارد!)

دیدن هاوس شما را به این نتیجه می‌رساند که "تشخیص» نه تنها نیمی از درمان است که گویی «همه‌ی درمان» است!

×××

البته این‌ها مقدمه‌ای بود بر متنی که به علت طولانی شدن،‌ از اصل متن جدا شد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 22 نوامبر 2011 در فیلم

 

برچسب‌ها: