RSS

بایگانی دسته‌ها: دین و علم

حجت شرعی و حرف غیرکارشناسی

یک سوالی در ذهن من هست که البته جوابش نامعلوم نیست ولی از آن جا که در عمل چیزهای دیگری مشاهده می‌شود، پرسیدنش خالی از لطف نیست.

 ××

یک مرجع تقلید عادل و مُسلَّم (چه می‌دانم، یک کسی مثل مرحوم آقای بروجردی یا مرحوم خویی یا مرحوم امام) را تصور کنید که در مرجعیتش بحثی نیست و حکمش بر اهل ایمان، روان است.

فرض کنید، این آدم بیاید حکم پزشکی بدهد -بر خلاف نظر عام اطبا- که باید فلان کرد. یک مقلد متعصب هم رفت و این حکم را بر پسر بیمارش اجرا کرد!

چند اتفاق محتمل است:

1. بیمار شفا یابد.

2. حال بیمار وخیم شود یا بمیرد.

3. تغییری ایجاد نشود.

**

حالا سوالات بنده! 

 

اولا. راجع به پیرو:

1. حکم عامل به حکم این مرجع تقلید چیست؟

2. آیا کارش درست است؟ آیا سزاوار پیگرد قانونی به جرم قتل/ایراد آسیب نیست؟

3. آیا اگر در قیامت مواخذه شود، نزد خدا حجتی خواهد داشت که چرا چون‌این کرده و به جای پیروی از نظر تخصصی پزشکان، از نظر یک مرجع طراز اول -که البته خبرویتی در پزشکی ندارد- پیروی کرده؟

4. آیا این عذرش در دستگاه خدا پذیرفتنی است؟

5. حتی اگر بیمار تلف نشود، کماکان عقلا و شرعا حق دارد که حکم کارشناسی را زمین بگذارد و حرف مراد خود را بچسبد و عمل کند؟ یا اگر بهبود یافت، بار دیگر به جای پزشک به مرجع تقلید مراجعه کند؟

 

و ثانیا. راجع به مرجع تقلید:

1. مرجع تقلید ما -با صدور چون این حکمی و بازی با جان این و آن- آیا کماکان بر عدالت خویش باقی است؟

2. آیا اگر بیمار، تلف شود؛ هم خودش و هم این جناب مقلد، مقصر نیستند؟

3. از آن بالاتر، حتی اگر بیمار شفا یابد،‌ آیا این کارش درست بوده و آیا بار دیگر و افراد دیگر -عقلا و شرعا- حق خواهند داشت، چون این کنند؟

4. آیا اصلا حق دارد چون این کند و این قدر بی‌توجه به مسایل تخصصی و کارشناسی وارد شود و حکم صادر کند؟ و اگر ندارد، پس این مساله‌ی "اطلاق" ولایت که حضرات می‌گویند چه می‌شود؟

 5. آیا با زن و فرزند خودش نیز چون این می‌کند و جانشان را به تسبیح و استخاره بند می‌کند؟

×××

و اما امروز:

4-5 سال پیش با یکی از طرفداران سرسخت آقای رئیس جمهور بحث می‌کردیم. می‌گفت هاشمی چه ‌ها کرده و لیبرال ها مسلط کرده و اقتصاد را عرصه‌ی این‌ها کرده و عامل بدبختی و ناآبادانی مملکت هم‌این ها بوده و …

-با این که یقین داشتم دانش اقتصادی‌ام بیش از اوست و حرف‌هایش را به‌تر از خودش می‌فهمیدم- گفتم: من این‌ها را که گفتی (لیبرال و …) نمی‌فهمم یعنی چی ولی یک چیز را می‌فهمم.

و آن‌ این‌که اگر هاشمی -به قول شما- به حرف آن اقتصاددان‌های لیبرال هم گوش کرده باشد، فردای قیامت پیش خدا جوابی دارد بدهد؛ که «خدایا، من می‌خواستم معیشت مردم و اقتصاد مملکت بهبود پیدا کند. نظر کارشناسان را مبنای عمل خود قرار دادم.»

لااقل به حرف چند نفر کارکشته و استاد مسلم اقتصاد -ولو لیبرالی- گوش داده بود؛ او حتی شاید بتواند به خدا بگوید که «با توجه به شرایط پس از جنگ و فقر منابع و نظریه پرداز و اقتصاددان بومی و …، این بهترین کاری بود که از دستم بر می‌آمد.»

ولی یقینا امثال جنابعالی و رئیس جمهور محترم و بالاتر، در بلایی که در این چند سال -که اوج درآمدهای نفتی ما هم بود- به سر اقتصاد ایران و معیشت مردم آوردید (که بی‌هیچ تردیدی نتیجه‌ی کارهای غیرکارشناسی رئیس جمهور محترم و تیمش است، که بدون "حمایت‌های بی دریغ حضرات" و "دوختن دهان منتقدین" ممکن نمی‌شد) هیچ حجتی نزد خدا نخواهید داشت. این بیمار با این هرج و مرج اگر شفا هم یابد -که نیافت-، باز هم شما حجتی نزد خدا و عقل، برای اقدام به چون‌این ریسک عظیمی با زندگی 70 میلیون ایرانی نداشتید و نخواهید داشت. 

و خدا نیز این بهانه را به چیزی نخواهد خرید که

«خدایا! ما به نگاه‌های کودکانه‌ی یک دکتر" آسفالت سرد" -که بقال و قصاب محله را کارشناس می‌دانست- و مدعی پاک دستی بود، عمل کردیم، چرا که خصایل "رابین هود"یستی داشت و ما و ملت شریف خیلی باهاش حال می‌کردیم!» 

خصوصا با آن عمل تاریخی اقتصاددانان برجسته‌ی مملکت (از همه طیف؛ بیش از 60 تن از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها بودند) که با نامه‌ای که به آقای رئیس جمهور نوشتند، حجت را تمام کردند.

(حاشیه:

مدینه بودیم و در مسجدالنبی که به داماد برادر آقای رئیس جمهور گفتم: "ببین چی کار کرده‌اید که "فرشاد مومنی" را نشانده‌اید کنار لیبرال‌های درجه‌ی یک! یعنی چند سال قبلش، اگر چوب هم می‌زدی شاید این‌ها حاضر نبودند با هم‌دیگر پای یک مطلب را امضا کنند! شما ببین چه کرده‌اید که داد همه درآمده!"

:ختم حاشیه)

هشدار شدید دادند. انتقاد اساسی کردند و جلسه‌ای هم گذاشته شد؛ ولی سر و صدا که خوابید، پدرشان را درآوردند؛ برخی به حاشیه رانده شدند، برخی بازنشسته شدند و آن گروه در دانشکده‌ی اقتصاد علامه -که بانی آن نامه بود- بالکل تعطیل شد و … خلاصه به جای نصب مدال بر سینه‌ی این دانشمندان، خنجر کینه در آن فرو کردند! 

که هم صدایی در نیاید و هم عبرت دیگران شوند!

به نظرم، شما حتی نتوانید بگویید که «خدایا، این "بدترین" کاری بود که از دستم بر می‌آمد!» چون گاهی که نگاه می‌کنم، به نظرم می‌رسد که اگر کسی با برنامه هم می‌خواست این‌چون‌این خرابکاری کند، نمی‌توانست این قدر خسارت بزند!

 

برچسب‌ها: , , ,