RSS

بایگانی ماهانه: مه 2012

عشق سال های جوانی؛ خواب سال ها پیری!

عشق سال های جوانی؛ خواب سال ها پیری!

مساله‌ی مهمی است!

یک مطلب بامزه‌ای «داش مهدی» از قول تاج‌زاده می‌گفت که نَقلش بد نیست.

این که عشق سال‌های جوانی، شخصیتی که آن را در جوانی می‌ستایید و الگو قرار می‌دهید، در آینده و شکل گیری شخصیت شما بسیار نقش دارد.

مثلا مرحوم امام، علاقه‌ی ویژه به مرحوم مدرس داشت. یا آقای هاشمی، علاقه‌ی خاص به امیرکبیر. یا آقای خامنه‌ای، علاقه‌ی ویژه به نواب صفوی. یا مهندس بازرگان ….

از سال‌های جوانی -و حرف تاج‌زاده- که بگذریم اصولا الآن دغدغه‌ها و چارچوب ذهنی افراد مختلف در خواب شب شان موثر است و جواب این سوال که فلانی شب چه خوابی می‌بیند را جالب می‌کند. یعنی مهم‌ترین دغدغه‌ی ذهنی یک فرد را این طوری سوال می‌کنند! که نقطه‌ی آمال و رویای فلانی چیست؟

مثلا آقای وحید -حفظه الله- یحتمل شب‌ها خواب راه افتادن دسته‌های عزاداری برای همه‌ی ائمه را می‌بیند و … یا آقای صافی -حفظه الله- شب خواب با حجاب شدن همه‌ی زنان. یا مثلا هاشمی را می‌شود حدس زد که شب‌ها خواب اشتغال و رونق اقتصادی برای مملکت را می‌بیند. یا سدممد خاتمی را شاید بتوان گفت که خواب آزادی را می‌بیند؛ یا الفنون خواب پتانسیل‌های جدید برای «شر به پا کردن«و … را می‌بیند! و …

هم‌چه چیزایی!

چشمک

 

برچسب‌ها: , , , , , ,

باز هواپیماشون رو دزدیدن!؟

باز هواپیماشون رو دزدیدن!؟

اون از هواپیمای سوم تیرشون+!

این هم از  بیداری اسلامی+! (البته قضاوت هنوز زود است؛ می دانم!)

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 28 مه 2012 در ملک عقیم, نگاه سیاسی, شبه طنز

 

برچسب‌ها: , ,

در جستجوی گوهر دین

در جستجوی گوهر دین

در حاشیه‌ی آغاز جلسات «اسلام و مقتضیات زمان» استاد سروش محلاتی+  *#*

*

اسلام -و اصولا دین‌ها و آیین‌های کهن- از دوران قدیم به ما به رسیده‌اند و لاجرم بخشی از امر «قدیمی» تلقی می‌شوند.

و از آن جا که دین -به فرموده‌ی بسیاری از حکما- خود عبارت است از نحوه‌ای از سلوک زندگی دنیا که متضمن حیات و سعادت اخروی نیز باشد -ظاهرا تعبیر از علامه طباطبایی باشد-؛ این در هم تنیدگی دین و آیین با زندگی روزمره و مخلوط شدنش با عرف و فرهنگ و شرایط جامعه‌ای که در آن اجرا می‌شود،  و در بستر آن می‌زید، امری بدیهی و گریز ناپذیر است.

به عبارتی، وقی در آن چه که به عنوان میراث دینی به دست ما رسیده بنگریم، لاجرم علاوه بر گوهر دین، رنگ و بوی فرهنگ جامعه (مشتمل بر عرف و زبان و آداب و …) و از آن پر رنگ‌تر، زمانه و تاریخ را خواهیم دید.

به دیگر بیان، لاجرم در آن چیزی که ما از اسلام می‌شناسیم، به جز بخش مهم و اصلی که گوهر دین باشد، بخشی برآمده از فرهنگ خاص اعراب، بخشی برآمده از محدودیت‌ها و اقتضائات زمانه‌ی پیامبر و … خواهد بود. علاوه بر این‌ها، بخش مهمی از آداب و سنن بومی خودمان و روش‌های پدران و مادران ما هم در طول تاریخ به این مجموعه اضافه شده‌است -و احتمالا این تفاوت ها در سنن اسلام ایرانی با اسلام مصری یا اروپایی قابل مشاهده است- که در مجموع پکیج کاملی را تشکیل می‌دهد که تفکیک اجزای آن -دین از غیردین- به این سادگی و بی اجتهادی ژرف،‌ ممکن نباشد.

(پرانتز: ما یک سری نقاش ساختمانی داریم که سبیل می‌گذارند سه برابر نیچه! و این را از ایمان می‌دانند و نشانه‌ی مومن بودن (دقیقا معادل ریش برای حزب اللهی ها) و خداییش هم آدم های خیلی خوبی هستند و نمازخوان و …  و ابدا نمی‌شود قانع‌شان کرد که آن را بزنند.  تلاش کردم که می‌گم! :ختم پرانتز)

ای بسا هنر «اجتهاد» بازشناسی این گوهر دین از خلال مدارک موجود از زمان‌های گذشته باشد و سوار کردن آن بر مرکب زمانه ی جدید.

ما مشتریان دین هستیم و در این روزگار مشتری مداری، عرضه کنندگان دین باید که به نیازهای ما و زمانه‌ی ما پاسخ گویند.

(حاشیه ی ضروری: با تشکر از آقا محسن عزیز، لازم است تاکید کنم که مسلما و مسلما منظور ما اصالت دادن به میل و هوس مشتریان یا زمانه نیست آن هم در برابر دین و امر خدا. خصوصا که صراحتا در قرآن به پیامبر خطاب شده است که «لو اتبعت اهوائهم…» اگر از هواهای این ها بخواهی پیروی کنی، همه چیز به تباهی و فساد کشیده خواهد شد و … )

انجام نگرفتن این مهم، موجب رکود و در شرایط افراطی، وهن دین و لذا طرد دین خواهد شد.

×

از سوی دیگر، اقتضائات زمانه و محدودیت‌های دانش بشر را به دین بستن و به دین تحمیل کردن، کاری است نادرست و بدعتی است آشکار. چرا که با دگرگون شدن زمانه و پیشرفت علم و رد شدن آن بخش های سست، موجب رد شدن دینی می‌شود که خود را به آن موراد سست بسته باشد.

در این فقره، در آن چه بر گالیله رفت باید تامل کرد.

اصولا رویکرد کلیسا و علم رویکردی قابل تامل است و قابل تکرار. ما در خواندن تاریخ کم دقت هستیم و کاری که کلیسا کرد را آن قدر ساده و دم دستی و کاریکاتوری ترسیم و تعریف می‌کنیم که هیچ احتمال نمی‌دهیم که ممکن است خودمان در همان مسیر در حال طی طریق باشیم! (سلام آقا!)

یا در آن چه بر سر امیرکبیر و واکسن آبله و ماجرای مایه کوبی و …. رفت، باید اندیشید.

مقاومت قدیم در برابر جدید امر عجیبی نیست.

در بازاریابی هم نموداری زنگوله‌ای برای مصرف شدن محصول جدید وجود دارد. مصرف کنندگان یک محصول، سه گروه اصلی‌اند. گروهی پیشقراولان مصرف هستند و میل به آزمایش محصول جدید دارند. پس از آن‌ها -اگر محصول توانست در بازار بماند- وارد فاز مصرف انبوه می‌شود و مصرف کنندگان معمولی به آن توجه می‌کنند. و گروهی هم هستند که به شدت محافظه کار هستند و تا محصول حسابی جواب پس ندهد، به مصرفش روی نمی‌آورند.

 

اما این که این محافظه کاران و مقاومت کنندگان قدیم در برابر جدید، مسلح به سلاحی به نام دین شوند، امری است خطرناک و ضربه زننده؛ خصوصا به دین.

یعنی چه بسیار دیده شده‌است که نمایندگان امر قدیم، با تیغ دین به جنگ امر جدید آمده اند. و لاجرم آن جا که حق با امر جدید بوده باشد (غالب اوقات، حق با کارآمدی است)، تیغی که ناشیانه به کار برده‌اند، خواهد شکست. و نتیجه در میان شکست خوردگان یا سرخوردگی و رویگردانی افراطی است یا مقاومت منفعل و طرد بیش از پیش و گوشه گیری بیشتر.

خوب چه کاری است؟ چرا پای دین را جایی وسط بکشیم که خود دین هم نخواسته وارد آن حوزه شود؟ چرا مصداق «اخسرین اعمالا» بشویم؟

×

پدربزرگم می‌گفت که من خودم بودم در دعای ندبه‌ای در کاشان که در آن آقا جوادعطار (ظاهرا شهردار کاشان بوده) را لعنت می‌کردند که آب لوله کشی و دوش را به کاشان آورده و می‌خواهد مردم را از نماز و دین بیندازد و استغاثه و گریه می کردند به درگاه خدا بابت این از دست رفتن دین مردم!
چرا؟ چون غسل فقط در آب خزینه حمام صحیح است -با آن همه آلودگی- و …

یا پسر عمه‌ام می‌گفت که اوایل که تسبیح پلاستیکی آمده بود، برخی از این پیرمردها می‌گفتند ذکر با «تسبیح پلاستیکی» باطل است!

خوب بگو من تسبیح پلاستیکی دوست ندارم! چرا می‌گویی ذکر باطل است؟ چرا می‌گویی حرام است؟ چرا ….؟‌
بگو دموکراسی و آزادی را نمی‌فهمم و لذا دشمن می‌دارم‌شان. از کمترین نقدی می‌‌ترسم. بنیه‌ی نظری ندارم و از دانش و دانشگاهی می‌ترسم، خصوصا وقتی نظر کارشناسی، موی دماغم باشد!

چرا می‌گویی در اسلام آزادی نیست؟  فلان علوم الحادی و مسموم است و اسلامی نیست!  چرا ….

*

یک شق دیگری هم این ماجرا دارد. و آن قایل نبودن «منطقه الفراغ» برای شرع است و علاقه‌ی افراطی به این که پای دین را هر جا که شد به میانه بکشیم.

توضیح می‌دهم:

یک تحریفی در مکتب خلفا هست که مرحوم علامه عسکری مفصلا به آن پرداخته و آن حدیث مجعولی است که -العیاذبالله- پیغمبر یک سوتی اساسی می‌دهد در یک امر بدیهی (می‌گوید خرما را بارور نکنید و گرده افشانی نکنید و…  و بعدش خرمای مدینه خراب می‌شود) و ملت شاکی می‌شوند، ایشان می‌گوید: «شما در امر دنیای خودتان، از من داناتر هستید و به روش خودتان عمل کنید!»

این از یک سو افراط است و می‌خواهد پای دین را  به کل از دنیا ببرد و یک سوی دیگر دارد این بام که حضراتی هستند که منطقه الفراغی برای شرع قایل نیستند و هیچ مساله‌ای را غیردینی نمی‌دانند.

حضرت امیر به صراحت در نهج دارند که شرع اگر چیزی را نگفته، از روی غفلت و فراموشی نبوده است و این نگفتن آگاهانه بوده است و شما بیشتر گیر ندهید و کار را بر خودتان سخت نکنید و با رجوع به عقل و مشورت کارتان را پیش ببرید.

این نوع هواداری افراطی و توقع بی‌جا از دین (که هم پزشکی و هم اقتصاد و هم همه‌ی دانش‌های نظری و تجربی را که طی هزاران سال با زحمت و تجربه بشری به دست آمده را بالکل از دین و فقه و چند فقره کتاب حدیث باقی مانده از گذشتگان می‌خواهد) هم -چون روز روشن است که-  محکوم به شکست است و بلاشک در صورت به میدان عمل آمدن، شکست خواهد خورد.

سرخوردگی دیگری در این فقره نیز قابل پیش بینی است که در تقی زاده ها شیخ ابراهیم زنجانی ها … مشاهده شده و در آینده نیز خواهد شد. (آن صدر مشروطه، رسایل  بعضی از این ها  خواندنی است که آی اسلام آمد و اسلام همه چیز است و …. ولی بعدا در عمل هم به ناشی گری این ها هم به توطئه‌ی اجانب سرکه شان شراب شد و کار اینان به خرقه دری کشید! )

اسلام شاید در همه چیز نظری داشته باشد و کامل هم باشد در ورژن امام زمانی‌اش  -انشالله- (که تازه بر سر آن هم بحث هست و ای بسا ایشان بیاید و اصولا نگذارد پای دین به هر جایی کشیده شود و در بسیار امور عقل تجربی بشری را سلطان قرار بدهد! چنان چه ائمه ی پیشین، هنگام بیماری به طبیب مراجعه می کرده اند.) با این حال چیزی که مسلم است این است که: این ورژن موجود در دستان ما و حوزه‌ها و علمای دین ماست، آن مجموعه‌ی کامل نیست.

در این فقره بحث زیاد است و من نیز فرصت منظم ساختن ذهنم را نداشتم. شاید وقتی دیگر.

****

*#* به لطف آسدعمار خان و دوستانش در «بنیاد اندیشه و احسان توحید«، جلساتی نزدیک به قالب هیئت، به شرح فوق راه افتاده‌است و انشاءاله قرار است ادامه یابد. (نمی‌دانم قصد این دوستان مطرح شدن و شلوغ شدن جلسه بوده یا نه! و این معرفی کردن ِمن، کار درستی هست یا نه!)

موضوع، موضوعی است که خیلی ها -از جمله مرحوم شهید مطهری- بدان پرداخته‌اند. روش جناب سروش محلاتی هم در بررسی موضوع، روش جالبی است و با نگاه تا حدودی بی‌طرف، آرای مختلف را طرح و باز می‌کند و دلایل و دفاعیات هر طیف نظری را طرح می‌کند و … که البته هنوز به جمع بندی و ارائه‌ی نظر خود ایشان نرسیده است.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 28 مه 2012 در نگاه اجتماعی, آسیب شناسی دینی, دین

 

برچسب‌ها: , , , , , ,

حکایت چهلم از باب اول گلستان سعدی!

حکایت چهلم از باب اول گلستان سعدی!

هارون الرشید را چون ملک دیار مصر مسلم شد، گفت به خلاف آن طاغی -که به غرورِ ملک مصر، دعوی خدایی کرد- نبخشم این مملکت را مگر به خسیس‌ترین (=فرومایه/ناکس) بندگان.

سیاهی داشت نام او خصیب در غایت جهل. مُلک مصر بوی ارزانی داشت و گویند عقل و درایت او تا به جایی بود که طایفه‌ی حرّاث(=کشاورزان) مصر شکایت آوردندش که
پنبه کاشته بودیم، باران بی وقت آمد و تلف شد؛ گفت: «پشم بایستی کاشتن«.

*

به نادانان چنان روزی رساند     /    که دانا اندر آن عاجز بماند

*

اوفتاده است در جهان بسیار    /     بی‌تمیز ارج‌مند و عاقل خوار

کیمیاگر به غصه مرده و رنج     /    ابله اندر خرابه یافته گنج

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 26 مه 2012 در از تاریخ, شبه طنز, شعر و ادب

 

برچسب‌ها: , , ,

گشت ارشاد

گشت ارشاد

گشت ارشاد!
(برای دیدن در اندازه بزرگتر، کلیک کنید+)

**

عکس از استودیو زونا13 : «Zona13 Studio»

 
 

برچسب‌ها: , , , , , ,

اصلاحات، بازی نبود/نیست!

اصلاحات، بازی نبود/نیست!

اصلاحات بازی نیست!
(برای دیدن در اندازه بزرگ تر، کلیک کنید+)

***

عکاسی خلاق از «رابرت استادینگر و اندریاس فرانک»
«Creative Photography by Robert Staudinger and Andreas Franke»

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 23 مه 2012 در Uncategorized, تصویر, شبه طنز

 

برچسب‌ها: , ,

نسل جدید، تکنولوژِی، نسل قدیم!

نگاه حضرات به موضوع!

Hernan Churba
(برای دیدن در اندازه بزرگتر کلیک کنید+)

*

عکس از هرنان چوربا (Hernan Churba)

در همین رابطه: دنیای مجازی، مجازی نیست!+ از «راز سر به مهر»

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 21 مه 2012 در تصویر, شبه طنز, غم زمانه

 

برچسب‌ها: , , , , ,