RSS

بار مسئولیت سنگین، اختیارات زیاد می خواهد

17 دسامبر

این یک اصل بدیهی فطری/مدیریتی است که باید میان «مسئولیت ها» و «اختیارات» تناسب وجود داشته باشد و اگر این تناسب برقرار نباشد، مدیر در عدم توفیق، مسئولیت کمتری خواهد داشت. که «لایکلف الله نفسا الا وسعها»

نگاهی مختصر به قانون اساسی جمهوری اسلامی نشان می دهد که بار مسئولیتی که به گردن حاکمیت است، بار بسیار سنگینی است.

تصویری که در آن از حاکمیت تشریح شده، نهادی است که نه تنها نسبت به دنیا که نسبت به آخرت ملت هم مسئول است.

در امور دنیا نیز، حاکمیت را در همه چیز مسئول دانسته و بار آن را به گردن انداخته. از مسکن و بهداشت و آموزش و پرورش و آموزش عالی گرفته تا راه سازی و تامین اجتماعی و …

این حجم بالای از بار مسئولیت، یک سری انسان خیرخواه و حتی کاربلد را نیز بر آن می دارد که سیستم را به نیت کارآیی حداکثری به سمت توتالیتاریزم و تمامیت خواهی بکشانند و ….

بسیاری از این امور در دنیای مدرن، یا خصوصی است یا اگر عمومی هم هست، محلی است.

خانم مارگارت تاچر، منتقدین و طرفداران زیادی دارد. ولی به هر روی، روزی که مارگارت تاچر، جرات کرد و وعده های سنگین دولت رفاه+ را پس گرفت و جلوی اتحادیه های کارگری (که چپ می زدند و قدرت زیادی هم داشتند و لذا دادشان درآمد) مقاومت جانانه کرد و یک سال در برابر اعتصابات شان مقاومت کرد، روز مهمی در تاریخ اقتصاد انگلستان محسوب می شود.

او به خوبی می دید که تلاش هایی که برای دولت رفاه و ذیل عنوان خدمت رسانی و تامین اجتماعی برای عموم مردم انجام می گیرد، در عمل عکس خود عمل می نماید و اثر مثبت خود را خنثی می کند. با کسری بودجه سنگینی که به دولت تحمیل می کند و خود موجبات تورم می شود. تورم را توده حس می کند به صورت آنلاین ولی آن خدمات اجتماعی به رغم هزینه بر بودن، به این زودی خودش را نشان نمی دهد.

و من به شما قول می دهم، آن چه در قانون اساسی ما بر گردن حاکمیت گذارده شده، به مراتب سنگین تر از آن وعده های دولت رفاه است.

حضراتی که قانون را می نوشتند، بالاخره نمونه هایی از قوانین اساسی کشورهای دیگر را دیده بودند.

شاید با خود فکر کرده بودند که حقوق دانان با درایت آن کشورها یادشان رفته که این بارهای اضافی را گردن دولت بیندازند، یا شاید با خود فکر کرده بودند که آن ها آدم های خدوم و خالصی نبوده اند و مدیران خدوم ما باید بار بیشتری گردنشان باشد و …

چه می دانم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 17 دسامبر 2011 در ملک عقیم, نگاه اجتماعی, نگاه سیاسی

 

برچسب‌ها: , ,

نظری داری؟

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: