RSS

حجاب، از مزیت اجتماعی تا ….

20 ژوئیه

مقدمه‌ی کلی
(این مقدمه را بر صدر همه‌ی مطالبی که درباره‌ی حجاب نوشته‌ام و خواهم نوشت اضافه کنید!):
بنده نه در فقه مجتهدم نه در تاریخ. آن‌چه می‌خوانی دانسته‌های محدود و خوانده‌های ناچیز و تحلیل‌های ضعیف شخصی من است. چیزهایی که می‌گویم بیش از هر چیز ناظر به کارکرد اجتماعی است و نه چیز دیگر. خودم نیز جرات به عمل به بسیاری تحلیل‌هایم را ندارم و نباید داشته باشم. بل‌که در امور شرع، مقلد مراجع تقلیدم. این نوشته‌ها که بعضا حاوی نکاتی نو است، از عهده‌ی حمل بار مسئولیتی به جز "به اندیشه انداختن شما" برنخواهد آمد. پس لطفا وزنی بیش از یک بحث "شبه طلبگی" به این مباحث ندهید و هرگز آن را مبنای عمل قرار ندهید. مبنای عمل ما باید پشتوانه کارشناسی و حجت دینی بسیار قوی‌تری(مثلا فتوای مراجع عظام) داشته باشد.

***

اما بحث این یادداشت:

چیزی که می‌دانیم این است که در روزگار صدر اسلام، پوشش و حجاب بر زنان آزاده‌ی مسلمان واجب بوده (در حد و حدود و کیفیتش بحث هست) و بر کنیزکان و اهل کتاب و … واجب نبوده. بل‌که بعضا پوشانیدن سر و صورت در مورد کنیزکان نهی نیز شده‌است.

حتی دقیقا نمی‌دانیم که این نهی کنیزکان از حجاب، مربوط به فرهنگ و آداب رسوم خود اعراب -پیش از اسلام- بوده که به دوران اسلامی به ارث رسیده و اسلام نیز مانند بسیاری مسایل غیر اساسی دیگر، از کنارش گذشته و تحملش کرده، یا در اسلام موضوعیت جداگانه داشته و دارد.

برآورد شخصی بنده این است که (خصوصا با تعصبی که جناب عمر در حفظ و حراست از "بی‌حجابی کنیزکان" داشته و با در نظر داشتن علاقه‌ی مفرطی که به حفظ آداب عربی توسط وی در سایر امور سراغ داریم) مربوط به آداب و سنن اعراب پیش از اسلام باشد. و اصولا اسلام -خصوصا در دوران صدر اسلام- گیر زیادی به مسایل پوششی نداده‌است.

و نیز بدیهی است که بردگان (چه زن و چه مرد) طبقه‌ی فرودست رسمی و شهروندان درجه‌ی دوم -بل‌که فروتر- محسوب می‌شدند و ای بسا مانند حیوانات با ایشان برخورد می‌شد. در همه جای دنیا نیز چون‌این بود و تا هم‌این چند قرن پیش(+)، این مساله وجود داشت و شکار برده و تجارت برده، از پر سودترین تجارت‌های پدران حضرات حقوق بشری امروز و دزدان دریایی و پیمانکاران ملکه‌ی انگلیس و دیگر زرسالان آن‌روز بود. (ر.ک. جلد اول "زرسالاران یهودی و پارسی" (+) اثر گران‌سنگ عبدالله شهبازی)

اسلام حقوق حداقلی برای ایشان به ارمغان آورد و تا آن‌جا که توانست به رفع آن (برده داری) کمک کرد ولی الغای آن ممکن نبود. تجربه‌ی لغو برده داری در امریکا در دوران لینکلن و غوغایی که به پا کرد(+)، به خوبی نشان می‌دهد که لغو آن در 1400 سال پیش در اعراب عربستان، ابدا ممکن نبود … این‌ها البته بحث‌های مفصل و جداگانه می‌طلبد که جایش این جا نیست.

به هر روی، یکی از کارکردهای اصلی کنیزکان نزد اعراب -بل‌که سرتاسر عالم آن روز- تمتع و برخورداری جنسی بود و به عنوان کالا مورد خرید و فروش بودند و می‌بایست در معرض دید باشند و متمایز از زنان آزاده … و هم چنین می‌شود انتظار داشت که به شدت مورد آزار و ایذاء جنسی سایرین در سطح اجتماع قرار می‌گرفته‌اند. (که اسلام آزار و ایذا به صورت کلی و هر نوع مراوده‌ی جنسی با کنیزی که متعلق به دیگری است را ممنوع کرد.)

لذا داشتن حجاب و پوشش و لباس مناسب (ولو مربوط به آداب قبل از اسلام باشد و حجابی "بی‌قاعده و کم" ولی "موجود و دارای معنی عرفی")، علاوه بر جنبه‌ی تزئینی‌اش، نشانه‌ای از کنیز نبودن و آزاده بودن فرد صاحب حجاب بود که فخری واضح و مصونیتی آشکار از بسیاری آزارهایی که در جامعه احتمال بروز داشت و نیز  رعایت شدن شان اجتماعی فرد توسط دیگران، محسوب می‌شد. 

در دوران تسلط و هژمونی اسلام بر عالم نیز، حفظ «حجاب به صورت اسلامی" علاوه بر نشانه‌ی آزاده بودن، نشانه‌ی مسلمانی نیز بود که فخری بود افزون بر فخر آزادگی. و این دو افتخار، زنان را -خود به خود- مایل به حجاب می‌کرد و آن‌ها که مجاز به داشتن حجاب کامل اسلامی نبودند را در حسرت داشتن آن نگه می‌داشت!

پس حجاب نه تنها نیازی به اجبار نداشت بل‌که بستر فرهنگی طوری تعبیه شده و تنظیم بود که هر زن عاقلی مایل به داشتن و حفظ حجاب بود.

حجاب -خود- یک «مزیت اجتماعی» در فرهنگ آن روزگار بود.

(این سایق اجتماعی، ای بسا بسیار قوی‌تر از سایق درونی "حیا" که خود در تعارض با سایق درونی "میل به جلوه" و تبرج است عمل می‌کرد و می‌کند)

***

اکنون چه؟

اگر نگوییم دقیقا عکس آن دوران شده است، باید بگوییم تقریبا عکس آن دوران شده است. صد البته به برکت بدسلیقگی و نفهمی حضرات!

تصویری که تمام رسانه‌های دنیا از زن متهم به "زنای محصنه و معاونت در قتل" (که در قتل شوهرش با قاتل -و البته فاسقش- هم دست شده) دارند، عکسی است با چادر! 

بعله. با اعلی ترین حد حجاب. با «حجاب برتر"! با کامل ترین حد حجاب که کاملا مورد تایید حضرات است و باید شب و روز تبلیغ شود! 

تبلیغ از این بهتر؟

اصلا ممکن است طرف در عمرش چادر سر نکرده باشد ولی وقتی پایش به زندان و دادگاه باز شد، برایش چادر تهیه می‌کنند که سر کند! لاجرم برای حکم سنگسار هم که ببرندش، با چادر اسلامی کامل می‌برندش! با «حجاب برتر»!

بزن کف قشنگه رو به افتخار این خوش سلیقگان بر مسند قدرت!  

(و البته باید تشکر کنم از دوستان و عزیزان دانا و غیور و دارنده‌ی"درد دین" ، که حرکت اینترنتی "چادر من را پس بده» را ساماندهی کردند. به نظرم این حرکت، بهترین اتفاق فرهنگی بود که در زمینه حجاب در این سی و چند ساله افتاده! که صد البته حکومتی هم نبود!)

**

با هم‌چون‌این مکانیزم‌های تبلیغی و چون‌این حضرات صاحب فکری(!)، تعجب دارد که با زور سرنیزه و باتوم و گشت ارشاد بریزیم در خیابان و یک ضد تبلیغ وسیع‌تر، کاری‌تر و ماندگار تر برای حجاب بکنیم؟ 

البته که تعجب ندارد.

من باشم؛ در همایش چهره های ماندگار امسال، "چهره‌ی ماندگار در عرصه‌ی تثبیت بدحجابی (و تبدیل آن به ارزش اجتماعی -کمینه در برخی طبقات-) و تخریب حجاب" را به سردار احمدی مقدم یا یکی دیگر از طراحان گشت ارشاد خواهم داد! 

عوامل میدانی و عملیاتی هیچ -اصلا انتظاری نداریم!-. حضرات دین نشناسی که طراح این گشت‌های مخرب بوده‌اند و مدیران و رهبران این طرح‌ها هستند، فقط یک نفر شان را بیاورید که توانسته باشد یک نفر -فقط یک نفر. بیشتر لازم نیست!- را با کار فرهنگی -و اصولا غیر خشونت آمیز و با میل و اقبال نه جبر و اکراه- به راه بیاورند یا چادر سرش کنند یا …

این‌ها (که جذب یک نفر -فقط یک نفر- از طرق غیرباتومی به شرع یا حجاب یا هر کوفت دیگری در رزومه‌ی دوران زندگی خودشان -بل که اطرافیانشان- نیست) شده اند مسئول جذب مردم به حجاب. توقع دارید اوضاع به از این باشد؟ 

***

آن رئیس کم دان شان با افتخار و آب و تاب می‌گفت که "بعله! ما سال گذشته به یک میلیون و دویست هزار نفر تذکر داده‌ایم که ثبت و ضبط شده است! "

(حالا ما این‌ها را می‌گوییم، آقایان هم‌این آمار یک‌درمیان‌شان را هم دیگر نمی‌دهند که سیاه‌نمایی نشود!)

یکی نبود بپرسد آخر حضرت شعور! شهری 12 میلیونی که 6 میلیون زن دارد که کمتر از 4 میلیونش جوان‌اند و قابل تذکر گرفتن! (شما بگیر 3.6 میلیون نفر "تذکر بگیر" بالقوه!)  و از این ها 1.2 میلیونش تذکر بگیرند یعنی یک سوم. و این در دل خودش یعنی تعداد کسانی که ججابشان غیرشرعی و فروتر از استاندارد ما است، بسیار بیش از این بوده، ولی کسانی که وضعشان آن قدر خراب بوده که به تذکر ثبت شده در سیستم برسد، یک میلیون و دویست هزار نفر بوده اند!

می‌فهمی یعنی چند درصد؟ نفری یک نفر موافق در زنان و یکی در مردان (شوهر یا دوست پسر) با تیپشان داشته باشند، می‌دانید یعنی چند نفر (کل خانواده شان پیش کش!)؟ می‌شود چند درصد این شهر لکنتی درندشت؟

آن وقت این کار شما درش چه معنی دارد؟ چه اثری دارد؟ چه خواهد شد؟ 

یا آن یکی نظامی چشم ورقلنبیده‌ی دیگر -که مثلا کار آکادمیک روی قضیه کرده و می آید در نشست ها و مناظره ها شرکت می کند و نزدیک بود پشت صحنه ی برنامه یامین پور -"پشت به فردا" بود؟ چی بود؟-، خرخره‌ی اون خانم دکتر نگون بختی که کلی هم ازشون دفاع کرده بود؛ بجود- و …!

بگذریم.

بگذریم.

بگذریم!

و اکنون آیا حجاب به واقع "مزیت اجتماعی" است؟ 

 ×××

بعد التحریر: من وارد این مساله‌ی حجاب نمی‌شوم مگر این‌که آخرش عصبانی می‌شوم! و … شما ببخشید! 

××××

در همین رابطه:

1. گشت جواب سلام+

2. اقلیت بی حقوق+

3. چرخه‌ی عمر قانون+

4. سلول‌های حجاب در مغز+

5. تبرئه‌ی خویشتن+

6. حجاب: شرعی، عرفی، قانونی (1)+

7. مگر حجاب «مساله ی مستحدثه» است؟ +

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 20 ژوئیه 2011 در Uncategorized

 

نظری داری؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: