RSS

بایگانی ماهانه: ژوئن 2010

سیاست و سکوت

حرفی از کتاب سیاست نیاموخته،
مگر کسی که
ارزش سکوت را شناخته باشد.

 

 

جناب خودمان.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 29 ژوئن 2010 در Uncategorized

 

جناب آهو! بصیرتت کو؟


(برای مشاهده در اندازه بزرگتر کلیک کنید+)

*

عکاس: ناشناس (لااقل برای بنده!)

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 29 ژوئن 2010 در Uncategorized

 

داوری مردم، مرهم زخم‌ها

ما نیز با همه سفارشاتی که از پیرو مراد خویش داشتیم،
شاید به خاطر دلتنگی‌های زمانه،
سعه صدر سابق را نداریم.

دشمنان ما وسیع‌تر شده‌اند،
اما دایره‌ی دشمن‌شناسی ما محدود شده است.

«دشمنان دوست‌نما» در ما رخنه کرده‌اند و بر پنجره نگاه ما برای رویت دوردست‌ها گِل گرفته‌اند،
روزمرگی ما را به اضطراب واداشته است.

مشفقانه‌ترین انتقادها را برنمی‌تابیم
و نقشه‌های شوم «دشمنان ِدوست‌نما» را درنمی‌یابیم.

نفاق را صداقت،
توهین را صراحت،
دروغ را درایت،
تهمت را شجاعت
و شعار را بصیرت
می‌دانیم.

اما در این آشفته بازار،
انقلاب اسلامی و آرمان‌های امام راحل
آن عزیزی است که:

«گر نگه‌دار وی آن است که من می‌دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می‌دارد.»

**

اواخر یادداشت+ اخیر هاشمی رفسنجانی، به مناسبت سال‌گرد هفتم تیر.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 28 ژوئن 2010 در Uncategorized

 

اصل و فرع!

یک آقایی بیاید و راه شما را ببندد و -البته مسالمت آمیزو بدون سلاح سرد و گرم- بگوید :
«کلید ماشینت را بده که من ماشین را صاحب بشوم!»

شما هم بگویی
«به چه حسابی؟ نمی‌دهم! زورکی که نمی‌شود!»

او هم اصرار بی‌جا بکند.

-مسالمت آمیز ولی بی‌منطق و حساب-

در همان حین،
بچه‌ی شما هم بیاید فحش خواهر و مادر به این یارو ببندد.
بزند یک چشمش را هم کور کند!

حالا کار فرزند شما زشت است،
ولی بالاخره ربطی به موضع ابتدایی شما ندارد.

یعنی درست است که فرزند شما، کار بسیار زشتی -در حمایت از شما- مرتکب شده،
(که به جای خود باید محاکمه و تعزیر شود)
ولی این امر، نمی‌تواند بهانه‌ای برای عدول از موضع اصلی قرار بگیرد.

البته، گاهی این ضرب و شتم‌ها آن‌قدر هزینه‌اش بالاست،
و مثلا دیه‌ای که برای طرف بریده خواهد شد -در دادگاه تاریخ-،‌ آن‌قدر زیاد هست که
راضی هستی طرف ماشین را بردارد و بی‌خیال شود.

البته گاهی هم هزینه‌هایی که برای تهیه ماشین انجام شده،
آن‌قدر زیاد بوده که شما نمی‌توانی به خودت اجازه بدهی که از خیر ماشین بگذری.
مثلا برادر یا پدر شما، دو دستش را داده تا این ماشین را برای خانواده‌اش به دست بیاورد.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 28 ژوئن 2010 در Uncategorized

 

احتمال لغزش …

حالا که
«ملاک، حال فعلی افراد است»،
یک سوال کوچک وجود دارد:

احتمال لغزش یا سقوط یا انحراف ِ
کسانی که در طمع و آرزوی رسیدن به قدرت هستند
بیشتر است،
یا آن‌ها که بر مصدر قدرت غنوده‌اند و مقادیر معتنابهی از آن در اختیار دارند ؟ 

 

به عبارتی،
آرزومندان قدرت -که هنوز ندارندش!-،
بیش‌تر حاضرند برای کسب آن تخطی کنند،
یا صاحبان قدرت برای حفط آن؟

 

به عبارت دیگر،
ما
-اگر عاقل باشیم- 
باید بیش‌تر نگران طالبان قدرت باشیم،
یا صاحبان قدرت؟

*

از آن‌که در طلب یافتن شمشیر است بیش‌تر باید بترسیم،
یا آن که شمشیر آخته، در دست دارد؟

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 27 ژوئن 2010 در Uncategorized

 

نوع برخورد

آیا معترض،
همان
متعرّض است؟

 

*

آیا منتقد،
همان
معترض است؟

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 27 ژوئن 2010 در Uncategorized

 

یا علی، خلق همه مستِ تواَند

نغمه ی مرغ سحر، از یک سو

شادی رُکن و حجر از یک سو

کعبه در رقص نگر، از یک سو

بانگِ تکبیر پسر، از یک سو

مادرش کرده به بر، از یک سو

نشرِ آن تازه خبر، از یک سو

همه گفتند: علی آمده است

مظهرِ لَم یزلی آمده است

فاطمه بنت اسد، شیری زاد

شیر غرّانِ جهانگیری زاد

دست بر قبضه شمشیری زاد

عقل کل، صاحب تدبیری زاد

پور آورد، ولی پیری زاد

بهرِ مردان خدا، میری زاد

آری آن میر، امیر عرب است

شیر یزدان و خدای ادب است

در میلاد مولا علی علیه السلام، زیباتر از ترسیم مرتضی جندقی هنوز ندیده ام.

کاملش را اینجا حتما بخوانید.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 26 ژوئن 2010 در Uncategorized