RSS

چه راه‌پیمایی خوب و باشکوهی بود امروز!

30 دسامبر

من خصوصا خیلی از سخنرانی آیت الله علم الهدی لذت بردم!
حالا من در انتخاب نقطه‌ی اوجش شک دارم.
نمی‌دانم اوجش آن فرازی بود که ایشان خاطره‌ای از امام فرمودند؛
یا آن فراز عرفانی گوساله دار؟

*

نمایی از جمعیت انبوه مردم انقلابی و عاشورایی

*

و از آن‌جا که نفس الهی ایشان، سخت در ما گیرا شده،
خوب است ما هم برای عقب نماندن از قافله‌ی یاران تازه‌ی امام،
خاطرات خود را بگوییم.

یک‌بار خدمت امام رسیدیم.
چقدر بسیجیان و مردم عزیز بودند و گریه و شعار سر دادند.
امام هم چه صحبت‌های مهمی کردند.
یادم هست که ایشان اولش با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کردند.

و چه سخنان مهمی بیان شد!

بنده البته، سه سالم بود آن روز.
و عملا همان بسم الله را متوجه ‌شدم!
ولی چه عبارتی بزرگ‌تر و مهم‌تر و کامل تر از بسم الله؟

 

*

پ.ن: خدا را شکر که در روزگار ما، دیگر کسی «استخوان شتر»، دم ِدستش نیست!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 30 دسامبر 2009 در Uncategorized

 

نظری داری؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: