RSS

بایگانی ماهانه: سپتامبر 2009

از ابوذر تا ابوهریره به روایت تصاویر!

دیروز:

مناظرات ایدئولوژیک
(منبع عکس‌ها: کتاب عبور از بحران، اثر هاشمی رفسنجانی، چاپ ۴، صفحه ١٣٨)

از راست به چپ:
عبدالکریم سروش، محمد تقی مصباح یزدی، مجری، احسان طبری، فرخ نگهدار

نمای کامل مناظره ایدئولوژیک - بالای سر مجری، آیه معروف فبشر عباد را نوشته اند؛ روی مقوا!
(برای دیدن در سایز بزرگتر، کلیک کنید)

این طرفی ها:
(نوشته‌ی جلوی افراد:
عبدالکریم سروش
حجت الاسلام مصباح / حوزه علمیه قم )

این سوی میدان: سروش و مصباح یزدی
(برای دیدن در سایز بزرگتر، کلیک کنید)

 

آن طرفی ها:
(نوشته‌ی جلوی افراد:
احسان طبری / حزب توده ایران
فرخ نگهدار / سازمان فدائیان خلق ایران)

آن سوی میدان: احسان طبری و فرخ نگهدار
(برای دیدن در سایز بزرگتر، کلیک کنید)

*****

امروز:

مصاحبه با یکی از مردم همیشه در صحنه! - توسط مراتی.

(البته این که دورش قرمز شده است، برای تنظیم نور است ها!)

میزگرد زندانبان با زندانیان

میزگرد «زندانیان ِدر بند» با زندان‌بانان
-با هنرنمایی مجری سابقا با آبرو-
و حمایت شدید و غلیظ زندانیان، از مواضع اصولی زندان‌بانان!

 

لینک مربوط : نمونه هایی از احادیث جعلی ابوهریره+

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 24 سپتامبر 2009 در Uncategorized

 

عذرخواهی

من گمان می کنم بابت حمایتی که از برخی کرده ام،
باید
از ساحت مقس علم،
از محضر منور عقل و شعور،
از پهنه‌ی گسترده‌ی انصاف،
از شرافت ِ شرافت،
از قداست عزیز انسانیت،
و از خیلی چیزهای دیگر،
عذر بخواهم. 

به همین سهم ناچیز خودم.
ای عقل، ای شعور، ای علم، ای انصاف، ای شرافت، ای انسانیت،‌
ای ارزش‌های به یغما رفته‌ی انسانی و ایمانی،
از شما عذر می‌خواهم.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 23 سپتامبر 2009 در Uncategorized

 

وقتی اقرار مسموع است…

باید خیلی احتیاط کرد.
تا خدای نکرده کارت به اقرار کردن نکشد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 21 سپتامبر 2009 در Uncategorized

 

فرمان حضرت علی (ع) به مالک اشتر و غرب (۱)

"و بپرهیز از اینکه به خود اختصاص دهى چیزى را که همگان را در آن حقى است‏ یا خود را به نادانى زنى در آنچه توجه تو به آن ضرورى است و همه از آن آگاه‏اند. زیرا بزودى آن را از تو مى‏ستانند و به دیگرى مى‏دهند."
                                                                     از فرمان حضرت علی (ع) به مالک اشتر

و من از خود میپرسم چقدر ما عامل به این دستورات هستیم

.

( همه ما می‌دانیم که حضرت علی‌ (ع) با توجه به جایگاهی که داشته اند٬مطمئناً میدانسته اند که مالک به مقصد نخواهد رسید، پس اینکه ایشان چنین نامه‌ای را مینویسند و فرامین و دستورهایی میدهند، برای این است که این فرمان برای آیندگان به یادگار بماند.)

اما همیشه در مدتی‌ که در خارج از ایران زندگی‌ می‌کنم ، میبینم که چه زیبا و قشنگ اروپاییان و غربیان این دستورات را در تمام مقاطع زندگی‌ شخصی‌، اجتماعی و سیاسی رعایت میکنند. و عدالتی که در این کشورها دیده میشود، انسان را یاد حکومت علوی میاندازد. چند مثال میزنم:

۱- رئیس مجلس آلمان از سفر کاری که برمیگردد ، در مسیر از فرودگاه به منزل با شوهر خود تماس می‌گیرد و از او سوال می‌کند که کجا هست، شوهرش به او میگوید من سر کار هستم و اگر بتواند سر راه منزل ، بدنبال شوهرش برود، زودتر هم را می‌بینند. خانم ( رئیس مجلس ) از راننده خود می‌خواهد که راه را عوض کرده و سر راه به دنبال شوهرش برود و این اتفاق می‌افتد. چند روز بعد تمام جراید و رسانه‌ها این خبر را علم میکنند، بحث به مجلس کشده میشود، کارشناسان و دست اندرکاران وارد ماجرا می شوند و کمیته بررسی‌ اعلام می‌کند که راننده ۱۳۰۰ متر به طور اختصاصی برای رئیس مجلس حرکت کرده است. نتیجه تحقیقات به صحن علنی میاید و رئیس مجلس استیضاح و از ریاست خلع میشود و نیز جریمه استفاده اختصاصی از ماشین و حتی پول بنزین ماشین را نیز مجبور به پرداخت میگردد. این را که بیادم می آید، یاد این جمله در روی ماشینهای دولتی کشور خود می‌افتم که روی آنها نوشته شده است " استفاده اختصاصی ممنوع"

۲- اوولا اشمیت  وزیر بهداشت آلمان در سفر شخصی‌ و مرخصی که در اسپانیا داشته است، تصمیم به ملاقاتی با مقامات اسپانیا می‌گیرد و به همین دلیل از خودروی دولتی آلمان برای ملاقات استفاده می‌کند، پس از برملا شدن این ماجرا ، تمام احزاب در مجلس به این امر اعتراض کردند. حتی حزب خود وزیر هم به این کار اعتراض کرد و خواستار عذرخواهی این وزیر شدند و کار به جایی رسید که حتی برای انتخابات آینده که هفته دیگر در آلمان برگزار میشود، اصلا اسمی از این خانم وزیر در میان نیست.

۳- تام داشل سناتور سابق از ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا، در اوائل دولت جدید آمریکا قرار بود به عنوان وزیر بهداشت معرفی‌ شود. تمام رهبران کنگره از جان بوهنر گرفته تا نانسی پلوسی و تمام رهبران سنا از سناتور مک کنل رهبر اقلیتها و سناتور مک کین گرفته تا سناتور هری رید رهبر اکثریتهای سنا و سناتور لیبرمن و کندی، از این انتخاب استقبال کردند. اما هنگامی که نزدیک به بررسی‌ صلاحیت ایشان در سنای آمریکا می شد، کاشف به عمل آمد که این سناتور سابق در زمان سناتور‌ی اش با استفاده از امکانات و امتیازات ویژه سناتور‌ها، راننده ای استخدام کرده و نیز یک ماشین لیموزین خریده و مالیات آن را پرداخت نکرده است. طبق قانون پس از تمام شدن مدت سناتوری، ایشان برای استفاده از ماشین باید ابتدا مالیات خرید ماشین را پرداخت و از آن استفاده میکردند، اما این کار را نکردند، و به این خاطر ایشان خود از پذیرش وزارت صرف نظر کرد تا به قول آمریکاییها در سنا Grill نشود. چون سناتور‌ها برایشان سوال بود که از کجا معلوم این آقا در زمان وزارت باز کارهای مشابه نکند.


۴- بیل کلینتون بعد از آنکه در تلویزیون گفت که با مونیکا لووینسکی رابطه نداشته است و بعد با پیگیری رسانه‌ها ، برملا شد که این ۲ باهم رابطه داشته اند، به سنا فراخوانده و محاکمه شد، دلیل محاکمه نه رابطه با مونیکا بود ( چون آن امر خصوصی بود) ، بلکه به دلیل آنکه ایشان در تلویزیون دروغ گفته بود به محاکمه کشیده شد که نهایتا قضیه به خیر و خوشی‌ تمام شد. جالب است که اینجا نه حفظ نظام مطرح بود و نه جلوگیری از آبروریزی دولت!

خیلی‌ دوست دارم اگر کسی‌ میتواند نمونه‌ای اینطوری در کشور ما مثال بزند.

ادامه دارد ….

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 21 سپتامبر 2009 در Uncategorized

 

روز آخر

شما فرض کن یک اهل مسجدی را که هر روز دم غروب برای نماز  به مسجد می آیند  ولی همه  فرادی نماز می خوانند یا هر گوشه ای یک جماعتی برپا کرده اند. آیا برای اهل مسجد مصیبتی بدتر از این می شود؟  تازه این دست کم است  که نزاعی نباشد  ، این وسط  هیئت امنا با فلانی دست به یقه نشود ، حاج آقا با فرهنگی مسجد درگیری پیدا نکند و … .
این همان اختلافی است که استاد جوادی آملی  می فرمایند برای رفعش ، نیاز به ناله و تضرع شبانه دارد .
این همان اختلافی است که آیت الله بهجت – رضوان الله علیهم – می فرمود " خدا چه صبری داده به حضرت غایب – عجل الله تعالی فرجه  – که هزار سال است می بیند بر سر مسلمان ها چه بلاهایی می آید و چه بلاهایی خود مسلمانان بر سر هم می آورند ، و همه را تحمل می کند!"

هنوز یک روز دیگر باقی است :  اللهم اصلح کل فاسد من امورالمسلمین

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 19 سپتامبر 2009 در Uncategorized

 

«ابوذر»ی که «ابوهریره» شد!

حکایت رسانه مثلا ملی است!

*

کمی گشتم که عکس جالبی که هاشمی در کتاب عبور از بحران آورده،
(آقایان مصباح یزدی و سروش، یک سو؛ و آقایان نگهدار و طبری یک سوی دیگر نشسته اند)
را پیدا کنم و نشد!

تصویری که ظاهرا از صدا و سیما قابل مشاهده بوده است.

دوست داشتم این تصویر را می گذاشتم کنار تصویر مشمئز کننده ی
بیست و سی، با حضور نجف زاده یا مرآتی!

*

چقدر تفاوت هست. نه؟ 
این یکی، کاریکاتور آن یکی هم نیست!

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 16 سپتامبر 2009 در Uncategorized

 

مرا روشن کنید!

شاید اکثر مخاطبان این وبلاگ خوششان نیاید ولی چه کنم! بدطور سوالم آمده!

قصدم انگ زدن به کسی نیست ولی ملتمسا مرا روشن کنید:

فاصله ها و خطوط را بین افراد و جریانات ، بهتر و واضحتر می دیدیم ، بهتر نبود؟

شما بفرمایید. شما این فاصله ها را کمی برایم روشنتر کنید.

یعنی  از هرکس و هرچیزی که مناسبتی داشت  باید یک دوره ای  سواری بگیریم؟

حالا دیگر اسلاممان  را باید در اندیشه های کدیور و سروش و امثالهم جستجو کنیم ؟ قحط الرجال است؟ کسی که معتبرترین زیارتنامه شیعه را مرامنامه شیعیان غالی می داند و دم به دم  مسجد جمکران را تمسخر می کند ، اینقدر ارج و قرب پیدا کرده؟

حالا در آلبوممان باید عکس کسانی که  زبانی و عملی بی اعتقادی خودشان را به کل انقلاب اسلامی ، ولایت فقیه یا بعضا مفاهیم پایه تشیع  نشان داده اند را کنار شهید چمران و  امام خمینی ببینیم؟

حالا دیگر اینقدر دنده عقب لازم شده؟
آن بینش تقدس زدایی صادقانه تر نبود؟ همان افیون توده ها بی ریاتر جلوه نمی کرد؟ همان "کلاه گشاد سی ساله" بیشتر به دل نمی نشست؟

ما یک عمری دیده بودیم اینها بدشان  می آید که  کسی هی دشمن دشمن بکند و به آمریکا و انگلیس و اسراثیل از روی نداشتن سوژه گیر بدهد. شنیده بودیم که می گفتند :  من از ایران  می نویسم ، او از بلندی های جولان.
 پس این مرگ بر روسیه و چین دیگر برای چیست؟ کدام دشمن ؟ کدام مشترک المنافع؟

عده ای  که اصلا هیچ گونه علقه ای به تشرع نداشتند و بارها گفته اند که تقلید کار میمون است حالا چطوری است که با کرنش عظمی و احترامات فائقه دم از  "آیت الله العظمی " می زنند؟

این ماجراها همه کودتا بود که طبق دستور همان «بنگاه دار بی مبالات» انجام گرفته.

ولی اینها دیگر چیست؟ چرخش ایدئولوژیک است ؟ مصلحت زمان است ؟ یا حواس پرتی؟

کدام را باور کنم؟  التزام به قانون اساسی و بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب را  یا این مواضع رنگارنگ را؟ لگد کردن پرچم آمریکا و اسراثیل  را باور کنم یا  "لاقدس لنا"  را ؟

یعنی هنوز نهضت افراط و تفریطمان ادامه دارد؟

لینک مربوط : فاصله علیه السلام

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 16 سپتامبر 2009 در Uncategorized