RSS

علما و امرا – نکته‌ی اول کتاب فیه ما فیه مولوی

25 سپتامبر

قال النبی علیه السلام:

«شَرُّ العُلماء مَن زارَ الاُمَراء،
و خَیرُ الاُمَرا مَن زارَ العُلماء.

نِعمَ الامیرُ عَلی بابِ الفَقیر
و بئس الفَقیرُ عَلی بابِ الاَمیر»*١*

 

خَلقان صورت این سخن را گرفته‌اند که نشاید که عالم به زیارت امیر آید،
تا از شرور عالمان نباشد.

معنی‌اش این نیست که پنداشته اند.

بلکه معنی‌اش این است که شر عالمان آن کس باشد که او مدد از امرا گیرد،
و صلاح و سداد او به واسطه‌ی امرا باشد.

و از ترس ایشان، اول -خود- تحصیل به نیت آن کرده باشد که
«مرا امرا صلت دهند و حرمت دارند و منصب دهند.»

پس، از سبب امرا، او اصلاح پذیرفت و از جهل به علم مبدل گشت.

و چون عالم شد، ‌از ترس و سیاست ایشان،‌ مودب شد.
و بر وفق طریق می‌رود کام و ناکام.

پس او،
علی کل حال،
-‌اگر امیر به صورت به زیارت او آید،‌ و اگر او به زیارت امیر رود-
زایر باشد و امیر مَزور+.

و چون عالِم در صدد آن باشد که او به سبب امرا به علم مُتَصِف نشده باشد،
بلکه علم او‌ -اولا و آخرا- برای خدا بوده باشد،
و طریق و ورزش+ او بر راه صواب بُوَد؛
که طبع او آن است و جز آن نتواند کردن.

چنان‌که ماهی جز در آب زندگانی و باش نتواند کردن؛ و از او آن آید. 

این‌چنین عالِم را، عقل، سایس+ و زاجر+ باشد،
که از هیبت او در زمان او، ‌همه‌ی عالَم منزجر+ باشند و استمداد از پرتو او و عکس او گیرند.
اگر چه آگاه باشند یا نباشند.

این چنین عالِم اگر به نزد امیر رود به صوت،
مَزور+ باشد و امیر زایر.

زیرا در کل احوال، امیر از او می‌ستاند و مدد می‌گیرد و آن عالِم ازو مستغنی است؛
هم چون آفتاب نوبخش است.

کار او عطا و بخشش است.

علی سبیل العموم، سنگ‌ها را لعل و یاقوت کند،
و کوه‌های خاکی را کانهای مس و زر و نقره و آهن کند،
و خاک‌ها را سبز و تازه،  و درختان را میوه های گوناگون بخشد.

پیشه‌ی او عطاست و بخشش؛ بدهند و نپذیرد.

چنان که عرب مثل می‌گوید:
«نَحنُ تَعَلَّمنا اَن نُعطیَ، ما تَعَلَّمنا اَن نَاخُذَ» *٢*

پس -علی کل حال- ایشان مَزور باشند و امرا زایر. 

***

آدرس: صفحه ی نخست 

***

پاورقی:

*١* – ترجمه‌ی احادیث نبوی:

«بدترین علما، آنانی‌اند که به زیارت امرا روند. و بهترین امرا، آنانی اند که به زیارت علما روند.   چه خوب امیری است که بر درب خانه فقیر برود و چه بد فقیری است که به درب خانه امیر برود.»

*٢* ترجمه مثل عرب که مولوی درباره‌ی خورشید -در اشاره به علما- بکار برده:‌

«ما آموخته‌ایم که بدهیم. نیاموخته‌ایم که بستانیم.»

پ.ن:
تعداد زیادی از علایم دستوری را بنده برای افزایش خوانایی متن، اضافه کرده‌ام. ممکن است در برخی معانی، زیاد و کم ایجاد بکند. طبق برداشت خودم این علایم را گذارده‌ام. اگر جایی اشتباه تولید کرده،‌ تذکر بدهید، ممنون می‌شوم.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 25 سپتامبر 2009 در Uncategorized

 

نظری داری؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: