RSS

عزیز جان! شما برو بنشین سر جایت لطفا!

30 اوت

این عزیز جعفری که سردار است و فرمانده سپاه است،
چندی پیش یک چیزی گفته بود که خیلی به ما زور و فشار آورد.

گفته بود که
«بسیج، مسئول برخور با براندازی نرم است!»

و خلاصه بسیج را مسئول مواجهه و افسران جنگ نرم، نام داده بود.
نکرد اقلا بگوید بسیج دانشجویی یا بسیج اساتید!

این برای ما خیلی زور داشت.

توضیح می‌دهم.

*

من، دوست ِبسیجی کم ندارم.
چهار-پنج پایگاه بسیجی هست که از دور یا نزدیک می‌شناسم. 

غالبا بچه‌هایی هستند که
نه دانش دینی درستی دارند و نه دانش تاریخی درستی دارند،
و نه حتی اخلاق و ادب حداقلی اسلامی در بسیاری‌شان هست.

نه جدیت و توفیقی در کار خود دارند،
نه همت و اهتمامی بر غنا بخشیدن به دانش و علم و درس خویش،
نه حتی غیرت و حمیتی در آموختن و متخلق شدن به آداب دین.

نیت‌هایشان -انشاءاله- پاک است.
ولی مع الاسف، بهترین توصیف برای غالب بسیجیان محترمی که بنده می‌شناسم،
همان واژه‌ی لمپن است.

در حالی که به ما گفته بودند همت و باکری و … الگوی بسیجی‌هایند!
و دریغ که میان این‌ها و آن‌ها، فرسنگ‌ها فاصله‌ است.

غالبا، حوصله‌ی پنج دقیقه منبر را ندارند،
ولی راحت پنج ساعت لخت شده و سینه می‌زند و عربده می‌کشد.

بعد از یک مدتی هم که گوشی ‌آمد دستشان که این راه و رسمش نیست،
سر از دختربازی و … در نیاورند،
به نوعی عاقبت به خیری برایشان محسوب می‌شود.
(به چشم خود دیده‌ام دوستانی که در بسیج، تندروترین ها بودند و آخرش سر از ….)

نقطه‌ی عطف فعالیت‌هایشان را گرفتن اسلحه‌ای در دست و
آویختن بی‌سیمی بر بیخ شلوار می‌شمرند.

حضور در بسیج و پایگاه،
برایشان بیشتر عرصه‌ای برای وقت‌گذرانی،
و رسیدن به وصال اسلحه و بی‌سیم مزبور است.

*

چنین تصویری که در غالب بسیجیان جان برکفی که می‌شناسم، مشاهده کرده‌ام؛
شاید به درد قرق کردن خیابان‌ها و زدن زن و بچه‌ی مردم بخورد،
ولی
کمینه در صحنه‌ی نبرد نرم
-که قاعدتا یک عرصه‌ی فکری و علمی است و نیازمند هوشمندی و بصیرت-
تصویر یک لشکر از هم پاشیده‌ی شکست خورده،
آن‌هم قبل از اعزام و مواجهه است.

بارها خواستم بر این نگرش اشتباه نظامی ِکمابیش ابلهانه‌ی سردار،
بشورم و اعتراض کنم.

نگرشی که یا ناشی از نشناختن عرصه‌ی مواجهه‌ی نرم و سهل پنداری آن بوده‌است،
یا ناشی از نشناختن نیروهای پیاده‌ای است که قرار بود افسران این جبهه باشند!

*

ظاهرا دیگر نیازی به این شوریدن نیست.

خود ِرهبری چند روز پیش در دیدار با نخبگان،
این سمت مهم را از سردار گرامی و بسیجیان جان -و باتوم- بر کفش گرفتند؛
و به دانشجویان و نخبگان علمی دادند+.

باز جای شکرش باقی است!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 30 اوت 2009 در Uncategorized

 

نظری داری؟

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: