RSS

جناب پیگمالیون؛ سیاست و اقتصاد

12 مارس

این جناب پیگمالیون که ذکر خیرش رفت،
(١+ و ٢+)
کراماتش منحصر به تربیت و رفتار نمی‌شود.

از اسم قلنبه و سلنبه‌اش هم پیداست که باید چیز خفنی باشد:

پیش گویی خود محقق کننده !
یا
غیب گویی ِخود-کامیاب شونده!

یا هر چه که شما دوست داری بنامی‌اش!

***

در مساله‌ی مسکن،
ما چنین پدیده‌ای را به جد مشاهده کرده‌ایم.

یعنی نگرش مثبتی که به مقوله‌ی ملک و مسکن وجود داشته‌است،
(این که سرمایه گذاری مطمئن و کم خطر و پرسودی است)
همواره به صورت طیفی از ظن‌های مثبتِ تقویت‌شونده عمل کرده است.

در بازارهای متشکل و غیر متشکل رسمی و غیر رسمی نیز،
این پدیده کمابیش مشاهده می‌شود.

ظن مثبت یا منفی ای که نسبت به کسی/چیزی وجود دارد و
با اولین واکنش‌ها که در راستای آن ظن باشد،
تقویت می‌شود و …

که خیلی اوقات فضای روانی یا جو نامیده می شود.
هر چند در بازارهای شفاف، این پدیده کمتر امکان بروز خواهد داشت.

***

یا همین روزها،
توقع عمومی و جو انتظار رکود دارند.
منتظرند که همه چیز خراب تر بشود.

روز روزش که این جا خراب بود،
آن ور آب اوضاعش جور بود!
حالا که آن طرف به هم ریخته است،
اینجا فضای روانی، انتظار رکود دارد.

و این ظن، کما بیش تقویت هم می شود.

همیشه، شب عید،
ملت سعی می کردند که خرید خوبی قبل از عید بکنند.
چون سال بعد، احتمال افزایش قیمت ها وجود داشت.

همواره، بازار برخی خرید های درشت، در آخر سال، خوب بوده.
امسال از این خبرها نیست.
یا کسانی که همیشه درشت خرید می کردند،
امسال دست به عصا شده اند.

چون هر چیزی که نخریده اند، الآن، ارزان تر شده است.
با خود می گویند چه بهتر که نخریم تا ارزان تر بخریم.

این رکودی را ایجاد می کند که خود به رکود دیگری دامن می زند.
و این امواج رکودی یکدیگر را تقویت می کنند.

***

اگر برایتان ممکن شد،
این که می‌خواهم عرض کنم را،
فارغ از بعد سیاسی‌اش ببینید.

*

سال ٨٣، روزی که هاشمی رفت ثبت نام کرد،
بعد از مدت ها رکود، بورس تکان خورد و خود را بالا کشید.
هاشمی که آن روز کاری نکرده بود. 
هیچ کار عملی‌ای صورت نگرفته بود.
اما اثرش را گذاشته بود.

حالا شما نروید سراغ مافیا.
این واقعا واکنش بازار بود و هست.

شما نگو چه کرده و چه نکرده،
خوش بینی (یا بدبینی) که یک رئیس جمهور،
همان اول بسم الله می‌تواند ایجاد کند،
بسیار موثر است.

فضای روانی، جو عمومی و جهت‌گیری سرمایه و سرمایه گذار را شکل می‌دهد.

**

بابا به خدا من مافیا نبوده‌ام و نیستم!
من یک سهامدار جزء بوده‌ام.
ولی مترصد بودم ببینم نتیجه‌ی انتخابات چی می‌شود.
به محض انتخاب احمدی نژاد،
هر چه قابل فروش باقی مانده بود، گذاشتم در صف فروش!
کلی هم ضرر کردم، ولی باز راضی بودم و هستم!

چون جلوی ضرر را از هر کجا بگیری نفع است.  

مساله‌ی شخص هم مطرح نبوده و نیست.
احمدی‌نژاد بوی کار، بوی تولید، بوی توسعه نمی‌داد و نمی‌دهد.
احترامی برای سرمایه و پول قایل نبود.
خدایی‌اش هنوز هم نیست.

ما هم قاطی بازاری‌ها بزرگ شده ایم.
بازاری که شامه‌ی اقتصادی‌اش تیز نباشد،
کسب و کارش به روز دوم نمی‌کشد.
همان اول کاری قورتش می‌دهند، می‌رود پی کارش!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12 مارس 2009 در Uncategorized

 

نظری داری؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: