RSS

فرق؟

18 ژوئن

قاعدتا فرق حکومت امیرالمومنین با معاویه،
این نبود که کسانی که به دست امیرالمومنین منصوب می شدند،
هیچ تخطی نمی کردند
و آن ها که از معاویه حکم می گرفتند تخطی می کردند.

هر چند انتصابات،
در دستگاه علوی،
قاعدتا حساب و کتاب (از نوع الهی و عقلانی اش) داشته است
و بر مبنای ظاهر و حال افراد بوده است.
با این حال چه بسیار از امرایی که از امیرالمومنین حکم گرفته اند و
تخطی کرده اند و فساد کرده اند و …

فرق معاویه و علی،‌
این نبود که علی عصمتش را به زیردستانش منتقل می کرد
و معاویه پلشتی اش را.

فرق علی و معاویه،
در برخوردی بود که این ها با فساد و مظاهرش داشتند.

علی با فساد حکومتی -و نه فساد فردی- برخورد قهری شدید می کرد.
علنی هم برخورد می کرد.

آبروی یک فرد خاطی
  -که به نام و با قدرت حکومت او-
فساد کرده است را می ریخت.
چنان تعزیرش می کرد که نسبتی با تعزیر دیگران نداشت.

آن چنان که برائت کامل خود و حکومتش را از چنین کاری نشان دهد.
این برائت را هم به زبان اظهار می کرد و هم در عمل نشان می داد.

خاطی حکومتی، خاطی فردی نیست.

خاطی حکومتی را زیر پر و بال نمی گرفت.
هیچ نگران آبرو و آینده اش هم نمی شد.

حال آن که در مفاسد فردی٬
مکررا شواهدی از سیره‌ی ایشان داریم
که ایشان سعی در اختفا٬ 
اغماض٬ 
جاری نکردن حدود
و علنی نکردن جرم٬
داشته اند.

چه می دانم؟
غصه دارم.

کاش روحانیت مسلمان و اصیل نگذارد که
به نام او تمام شود و به کام مفسدین.

کاش روحانیت بزرگ شیعه که ١۴ قرن به هیچ گروهی سواری نداد،
و نگذاشت به نامش دیگران را چپاول کنند،‌
کماکان حواسش را جمع کند
و به احدی -جز دین خدا- سواری ندهد.

کاش موضع حمایت از مردم در برابر حکومت،
که در قرن های متمادی در این نهاد وجود داشته است را،
راحت از دست ندهند.

اشتباه نشود.
گروهی از روحانیت شیعه بوده اند که همواره از سیاست -بماهوسیاست- گریخته اند.
این ها هیچ گاه دردی از مردم دوا نکرده اند.
این ها فقط بعد از انقلاب نبوده که یک گوشه نشسته اند و فقط غر زده اند.
این ها فقط بعد از انقلاب نبوده که شهدای ما را کشته -و نه شهید- خوانده اند!
و جمهوری اسلامی را هم جزو یکی از حکومت های جور قلمداد کرده اند.

این ها قبلش هم چندان دردی از مردم دوا نکرده اند.
قبلش هم رویکرد گوشت لخم -که یک گوشه افتاده- را در پیش گرفته بوده اند.

آن روحانیتی که مردمی بود،
به درد مردم می رسید،
به نحوی از انحاء‌ در مقابل حکومت گران،‌ از مردم دفاع می کرد،
اتفاقا -اغلب-  همان قشر فعال روحانیت بودند که
امروز در زمره روحانیون انقلابی قلمداد می شوند.

سخن من و آرزوی من، با و برای همین هاست.

شهبازی چندی پیش چه زیبا اشاره کرده است.
انقلاب که شد، 
این ها اغلب در جرگه حکومتیان قلمداد شدند.
و از جهت گیری در مقابل حکومت -از ترس تضعیف نظام- پرهیختند.

این موضع٬‌
شاید در ابتدای انقلاب و زمانی که حکومت جدید شکل نگرفته و
خطرات بنیادین٬ نظام را تهدید می کرد٬ معقول بود.
ولی استمرارش نه به نفع مردم بود و نه به نفع ایشان.

و مردم بی دفاع در برابر بدنه‌ی حکومتی قرار گرفتند که
بدون اصلاحات عمیق و بدون شفافیت،
به سلاح دین و آبروی نظام اسلامی هم مجهز شد.

کاش بشود روحانیت،
با حفظ فاصله اش از دشمن و پر رنگ نگه داشتن مرز با دشمنان نظام،
از این موضع انفعالی اش خارج شود،
و لااقل این سلاح جدید را از دست بدنه‌ای که
«نه چیزی از دین می شناسد ٬
 نه دلش به حال مردم و دین و روحانیت سوخته ،
و فقط به دنبال کسب منافع شخصی از قدرت حکومت -و سلاح جدیدش یعنی دین-  است»،
در بیاورد.

این خلع سلاح٬ کار صنف دیگری جز روحانیت اصیل نیست.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 18 ژوئن 2008 در Uncategorized

 

نظری داری؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: